ویرگول
ورودثبت نام
زِئوس؛
زِئوس؛حاشا که انسانی چون من تغییر کند
زِئوس؛
زِئوس؛
خواندن ۱ دقیقه·۲۳ روز پیش

انسانهایِ‌خوبِ بی‌فایده.


بعضی انسان‌ها نه به‌دستِ دیگران

که به امضای خودشان نابود شدند.

آنان که «خوب» بودند،

آن‌قدر خوب که

به بدی مجال دادند.

آن‌قدر صبور که، ظلم را صاحب‌خانه کردند.

آن‌قدر ساکت که حق، خجالت کشید از مطالبه شدن.

هیچ جلادی بی‌اجازه تیغ نکشید؛

این خودِ قربانی بود

که گردنش را جلو آورد

و نامش را گذاشت انسانیت.

خوبی، وقتی بی‌مرز شود،

به جنایتی علیه خویش تبدیل می‌شود.

و گذشتِ بی‌حساب،

نه فضیلت است و نه یک نجابت!

نوعی خودکشیِ آرام است

با دستکش‌های سفید.

دنیا دشمنِ انسانِ خوب نیست؛

دنیا فقط

فرصت‌طلبِ ضعفِ عریان است.

این انسانِ خوب بود

که ضعفش را

به شکل فضیلت تزئین کرد

و تحویل جهان داد.

و بعد، در ویرانه‌ی خویش ایستاد و پرسید:

«چرا من؟»

در حالی که پاسخ از اول

در آینه نوشته شده بود.

انسانِ خوب، اگر جرئت «نه» نداشته باشد،

نه قدیس است و نه قربانی؛

مصرف‌شده‌ایست

که به اشتباه بی‌فایده نامیده می‌شود.

با کم شدنِ چند انسان خوب برای فداکاری، جهان بهم نمی‌ریزد‌...

متنخوبانسان
۲۱
۳
زِئوس؛
زِئوس؛
حاشا که انسانی چون من تغییر کند
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید