
محمدصادق یارعلی/ دانشجوی دورهی کارشناسی رشتهی مهندسی شیمی دانشگاه دانشگاه صنعتی شریف
در نگاه جامعهشناسان و رفتارشناسان اجتماعی، خودکشی هنگامی رخ میدهد که فرد از دایرهی نظارت اجتماعی خارج شود. این نظارت به معنای تحت نظر بودن نیست، بلکه احساسی است که فرد در جریان اجتماعیشدن بهدست میآورد که همان حس مهمبودن و تحت توجه بودن از طرف جامعه است. پس در بسیاری از کشورها که وضعیت اقتصادی نامناسب میشود؛ موج اخراج از کار اگر توام با بیمههای بیکاری قابل توجه نباشد، فرد را به این فکر میاندازد که از دایره تقسیم کار اجتماعی خارج شود. این انگیزهها و تصور مهمنبودن برای جامعه، احتمال اقدام به خودکشی را افزایش میدهد. این درحالی است که در واقعیت، آمارها نشاندهندهی آن است که خودکشی در کشورهای توسعهیافته و دارای شرایط اقتصادی مناسب به مراتب بیشتر از سایر کشورها بوده و بهعنوان یک معضل اجتماعی مطرح است. با وجود شرایط مناسب اقتصادی در این کشورها، خودکشی بهعنوان سومین عامل شایع مرگ شناخته میشود.از این رو بسیاری یأس و ناامیدی و دلایلی نظیر افسردگی، اختلالات روانی، اعتیاد به الکل، سوء مصرف دارو و مواد مخدر و مشکلاتي پیرامون ارتباطات فردی و روابط عاطفی را عواملی به مراتب مهمتر و مقدمتر از معضلات اقتصادی برای خودکشی میدانند. در این میان اما اعتقادات مذهبی اثر دوگانهای بر پدیدهی خودکشی دارد. در جوامع معتقد به ادیان ابراهیمی مانند جامعهی ایران، خودکشی امری به شدت نکوهششده در فرهنگ و دین عمومی جامعه است. قوانین و اصول فرهنگی و دینی عموماً بر حفاظت از سلامتی و تقدس حیات انسان تاکید دارند و افراد را مجاز به پایاندادن به زندگی خود نمیداند. به همین خاطر است که افرادی که اقدام به خودکشی میکنند در باور عمومی این جوامع افرادی ضعیفالنفس، ترسو، دارای مشکلات روانی، پوچ گرا، ناتوان در رویارویی و مدیریت مشکلات و ... تصویرسازی شده است و عمل خودکشی بهعنوان ارتکاب گناهی بزرگ و معصیتی نابخشودنی شناخته میشود. این درحالی است که در برخی دیگر از جوامع (خصوصاً جوامع شرقی) که عمدتاً باورمند به ادیان شینتو، تائو، بودیسم یا هندوئیسم هستند خودکشی نه تنها در جایگاه تابو یا عامل سرزنش اجتماعی قرار ندارد، بلکه میتواند نشاندهندهی شجاعت، حماسهآفرینی یا یک فداکاری دینی و فرآيندی معنوی باشد و انجامدهندهی آن مورد ستایش عموم قرار میگیرد. چنین موضوعی یکی از چندین عامل مهم زیادبودن آمار خودکشیها در کشورهای آسیای شرقی به ویژه ژاپن است. از مهمترین مولفههای فرهنگی و عرفی مشوق خودکشی در ژاپن، سنت سامورایی هاراگیری (سپّوکو) میباشد، که آن را میتوان نوعی خودکشی شرافتمندانه در جهت دفاع از مقام و حیثیت خود که آگاهانه یا ناآگاهانه لکهدار شده است نامید. هاراگیری در فرهنگ ژاپنی بهعنوان نماد شرافت و نوعی مرگ پاک شناخته میشود. در این روش فرد با یک شمشیر (یا چاقوی مخصوص تنتو) شکم خود را از چپ و راست و بالا و پایین میشکافد و به این واسطه اعضای داخلی شکم خود را در مقابل شاکیان حقیقی یا آنهایی که به ناروا به او تهمت زدهاند نمایان میکند. در فرهنگ ژاپنی، شکم درون انسان محسوب میشود و این باور وجود دارد که با دریدن شکم، درون آدمی نمایان گشته و پاکیِ وی بر همگان آشکار میگردد، هرچند که در اکثر موارد شدت خونریزی به حدی است که فرد ناتوان شده و پیش از انجام کامل مراحل هاراگیری میمیرد. در توضیح اینکه چرا امروزه در ژاپن پیمانکار و یا کارمندی که به هر دلیلی نتوانسته وعده خود را عملی نماید؛ یا فردی که از کار بیکار شده و وجود خود را بیاهمیت برای جامعه می پندارد؛ یا سالمندی که به دلیل مشکلات مالی و ناتوانی جسمی وجود خود را باری اضافی بر دوش دیگران میبیند (البته خودکشی آنها موجب پرداخت هزینهای از طرف بیمه به خانواده سالمند میشود) اقدام به خودکشی میکنند؟ بسیاری از محققان وجود سنت هاراگیری در پیشینهی تاریخی ژاپن و شرافتمندانهپنداشتن این نوع مرگ در میان مردم را دليل اين خودکشیها میدانند.
در برخی دیگر از جوامع (خصوصاً جوامع شرقی) که عمدتاً باورمند به ادیان شینتو، تائو، بودیسم یا هندوئیسم هستند خودکشی نه تنها در جایگاه تابو یا عامل سرزنش اجتماعی قرار ندارد، بلکه میتواند نشان دهنده شجاعت، حماسه آفرینی یا یک فداکاری دینی و فرآيندی معنوی باشد و انجامدهندهی آن مورد ستایش عموم قرار میگیرد.
بالابودن بیش از حد آمار خودکشی در ژاپنِ پیشرفته و صنعتی (شصت درصد بیشتر از میانگین جهانی) تنها محدود به عوامل فرهنگی و تاریخی چون سنت سامورایی «هاراگیری» یا عملیاتهای سلحشورانه «کامیکازه» (حملات انتحاری هواپیماهای نیروی هوایی ارتش امپراتوری ژاپن علیه ناوگان دریایی متفقین در طول جنگ جهانی دوم) نیست؛ بلکه به باور بسیاری از پژوهشگران ازجمله واتارو نوشیدا، استاد روانشناسی دانشگاه توکیو، عوامل دیگری چون انزوای اجتماعی و زندگی بیش از حد ماشینی مردم در کنار فضای کار بیش از حد رقابتی و سنگین ژاپن از مهمترین عوامل افزايش موارد اقدام به خودکشی در ژاپن هستند. «کاروشی» که در زبان ژاپنی به معنای مرگ ناشی از کار زیاد است از نتایج این شرایط است، که بیشتر در قالب مرگ ناگهانی ناشی از سکته قلبی و یا سکته مغزی به دليل فشار زیاد کاری و روانی و رژیم لاغری نمود پیدا میکند. این نوع مرگ که از آن بهعنوان نوعی خودکشی نام برده میشود امروزه در کرهجنوبی و چین نیز شایع شده است.
بالا بودن بیش از حد آمار خودکشی در ژاپنِ پیشرفته و صنعتی تنها محدود به عوامل فرهنگی و تاریخی چون سنت سامورایی «هاراگیری» یا عملیاتهای سلحشورانه «کامیکازه» نیست.
افسردگی نیز در ژاپن هرچند بهعنوان یکی از شایعترین معضلات اجتماعی در میان مردم مطرح است؛ اما بهعنوان یک تابو شناخته میشود و افراد تمایلی به درمیانگذاشتن آن با دیگران ندارند. افسردگی و انزوای بیش از حد در ژاپن پدیدآورندهی کلیدواژهی «هیکیکوموری» شده است. هیکیکوموری که بهعنوان عاملی اجتماعی-فرهنگی در ایجاد انگیزهی اقدام به خودکشی در افراد شناخته میشود، بیشتر در میان افراد دارای خانوادههای ثروتمند و طبقه مرفه جامعه رواج یافته است؛ به طوری که این افراد در یک زندگی فردمحور غرق در تکنولوژی و انزوا میشوند. به چنین افرادی «هیکیکوموری» میگویند. هیکیکموریها افرادی به شدت منزوی و گوشهگیر هستند که معمولا از طرف خانوادههای ثروتمند و دلسوزشان حمایت مالی میشوند و به همین دلیل در جامعهی شغلمحور و کاری ژاپن نیازی به کارکردن و حتی درسخواندن هم ندارند. آنها معمولاً در یک اتاق تنها زندگی میکنند و همهی روزشان را با کارهایی مثل بازیهای رایانهای و شبکههای اجتماعی و ... سرگرم هستند. براساس آمارهای دولتی منتشر شده در سال 2010، حدود هفتصدهزار نفر به عنوان هیکیکوموری در ژاپن زندگی میکردند که میانگین سن آنها سیویک سال برآورد شده است. هیکیکوموریها بیشتر مرد هستند و به صورت میانگین از 6 ماه تا یک سال، از اتاق خود بیرون نمیآیند. چنین رفتارهایی باعث میشود که بسیاری از این افراد علاقهای به روابط جنسی هم نداشته باشند. طبق یک نظر سنجی بیست درصد جوانهای بیست تا بیستونه سال در ژاپن علاقهی کمی به رابطهی عاطفی و جنسی با دیگران داشتهاند. «هیکیکوموری» نیز مانند «هاراگیری» از اصطلاحات ساموراییها است و به تجربه کُشندهی انزوای مطلق بر میگردد. در سنت سامورایی بنابر شرایطی خاص، سامورایی مجبور بود در را بر روی خود ببندد و خود را خانهنشین کند. هیکیکوموری با تنهاییِ مرگآفرینِ مبارزی گرهخورده که ترجیح میدهد در خانه و محل سکونتش ساکن بماند و در زندگی بدون غرور و مبارزه حضور نداشته باشد. جوانان ژاپنی در سالهای اخیر، به عقیدهی خود، این سنت را احیا کردهاند. آنها از طریق فضای مجازی و شبکههای اجتماعی رسماً اعلام میکنند که از تاریخ مشخصی دست به هیکیکوموری میزنند. برخی از آنها در سایتها و وبلاگهای خود گزارش روزانهی هیکیکوموری خود را شرح میدهند. حتی ممکن است ترجیح دهند آنقدر در خانه بمانند تا بمیرند!

آنچه در ژاپن امروز شاهد آن هستیم برداشتهای مضر و نقش آفرینیِ منفیِ سنتها و باورهایِ پیشینیان در فرآیند زندگی کنونی مردم است. غلطبودن این سنتها یا تعابیر و برداشتهایی که از آنها صورت گرفته موجب ایجاد ساختارهای فرهنگی ناصحیحی شده است، که در کنار فقدان اعتقادات مذهبی و شرایط سخت کسب درآمد و زندگی در ژاپن، به تقویت انگیزهی خودکشی کمک میکند. متاسفانه امروزه خودکشی در ژاپن تنها محدود به گروه سنی بزرگسالان نمانده و از سالمندان گرفته تا نوجوانان و حتی کودکان را درگیر خود نموده است. البته دولت ژاپن با توجه به روند تصاعدی بیش از حد خودکشیها در این کشور از سال 2007 تمرکز بیشتری نسبت به مبحث خودکشی و جلوگیری از آن نشان داده و اقدامات گستردهای در چارچوب همکاری با انجمن بینالمللی توقف خودکشی انجام داده است، که اختصاص بودجهی کلان 220 میلیون دلاری برای این طرح با هدف گذاری کاهش سی درصدی آمار خودکشی تا سال 2025 از جملهی این اقدامات است.
برای ورود به کانال پیامرسان تلگرام دوهفتهنامهی دانشجویی «داد» کلیک کنید.