محبوب من!
اگر تو پاییزی،
من بارانیام که بر شانههایت میبارد،
برگهایی که با هر قدمت
در سکوت، آواز میخوانند.
محبوب من!
تو هر جا باشی،
جهان بوی خاک نمخورده میگیرد،
رنگها آرام میشوند،
و «خاویژ»، در چشمهایت
خانهای برای تمام فصلها مییابم.
محبوب من!
تو بیآنکه بدانی
تمام تقویم منی—
بهارم از لبخندت،
تابستانم از گرمای دستانت،
و پاییزم…
تمام تویی.