ویرگول
ورودثبت نام
دانیال عماری
دانیال عمارییک داستان‌نویس جوان، غرق در ادبیات و هنر
دانیال عماری
دانیال عماری
خواندن ۴ دقیقه·۱۰ ماه پیش

اختفا در ناپل - موقعیت‌های از دست رفته در بازی


خواندن رمان‌هایی که اساسا بر پایه تعلیق روایی پیش می‌روند، شبیه قمار کردن با نویسنده‌است و تلاش هر دو جناح، رو کردن دست‌یک‌دیگر. بی‌شک رمان‌هایی که تا جمله پایانی، خواننده را بر لبه صندلی نگه می‌دارند، نوشته‌ آن قماربازان قهاری هستند که شکست‌خوردن از آن‌ها و تجربه بهت و سکوت پس از پایان رمان، لذت بیشتری از رو شدن دستشان دارد. به تعبير دیگر، در این بازی اگر خواننده پیروز شود، سرخورده خواهد شد. قاعده بازی این است که خواننده به امید شکست خوردن پای بازی می‌ماند. امید اینکه، تا لحظه پایانی نهفمد چه کارتی قرار است از طرف رقيب رو بشود.

اختفا در ناپل نوشته انریکا مورمیلِ و ترجمه ابوالحسن حاتمی، بازی را با مهارت آغاز می‌کند، اما در ادامه از کارت‌هایی که در دست دارد بهره نمی‌برد. رمان محکومیت ظالمانه پسری بی‌گناه را روایت می‌کند که روز دادرسی از دست مامورین می‌گریزد و برای مدت‌ها در همان ساختمان دادگاه که قلعه‌ای قدیمی در ناپل است پنهان می‌شود. (شروعی بسیار جذاب برای یک رمان! اینطور نیست؟) به مرور زمان او برای خودش در اتاقی فراموش شده از این ساختمان قدیمی زندگی تشکیل می‌دهد، با خارج از دادگاه ارتباط برقرار می‌کند و تلاش می‌کند راهی برای گریز از این محکومیت ظالمانه بدست آورد.

اگر هدف غایی اثر را، حفظ تعلیق پیرنگی، و همراه کردن خواننده با ماجرایی شنیدنی و جذاب درنظر بگیریم، می‌بینیم که امکانات پرداخت آن در یک سوم ابتدایی رمان فراهم مي‌شود. ما با یک نظام‌بندی بخصوص مکانی مواجه هستیم، که بسیار پتانسیل برای افزایش جذابیت فراهم می‌کند : محیط وهم‌آلود دادگاه، آزادی و در عین حال اسارات شخصیت در خود مکان دادرسی. اقامت او در همان حوالی صدور حکم.

از طرف دیگر، رمان به گذشته و رخداد‌های نسل‌های گذشته شخصیت‌ها مي‌رود تا بفهمیم کار چگونه به این نقطه بحرانی کشیده شده‌است. تلاش‌های چند نسل از افراد یک خانواده برای خوشبختی و آرامش در محیطی آکنده از ناامنی و رخداد‌های تلخ سیاسی. از سوی دیگر، رمان حتی حال و هوای ماورایی هم به خود می‌گیرد و شخصیت مرکزی که در نیمه‌شب‌های تاریک ساختمان دادگاه پرسه می‌زند، با ارواحی از قرون گذشته هم روبرو می‌شود که به ناحق در این مکان محکوم شده و اسیر این ناعدالتی‌ها شده‌اند. این رخداد، جذابیت مکان دادگاه را دوچندان می‌کند. هرکدام از این المان‌های پیرنگی – و البته ارتباطشان با یکدیگر - با نیروی بالقوه قابل توجهی برای ساخت یک جهان داستانی پرکشش ایجاد می‌کنند.

اما پس از نیمه رمان، روایت به جای بهره‌برداری از این امکانات جذاب در نظام موقعیت و شخصیت‌پردازی، به بسط بی‌رویه جهان داستان می‌پردازد. تعداد شخصیت‌های جانبی در رمان آن‌قدر افزایش پیدا می‌کنند، که آن پتانسیل‌های اولیه در سیر اتفاقات پر شتاب رمان از کار مي‌افتند و از دست مي‌روند. رمان که تلاش دارد، روایتی از تندباد حوادث در شهر ناپل، و مجموعه ناعدالتی‌های وارد‌آمده به شخصیت‌ها را بازگو کند، به جای تمرکز بر خود آن نیروی اولیه (مکان دادگاه، گذشته‌ی دردناک سیاسی‌اجتماعی، ارواح فراموش‌شده‌ی دادگاه) و بسط دقیق آن‌ها، وارد روند شتاب‌زده‌ای از حوادث می‌شود. شبیه قماربازی که تمام خال‌های درشتش را همان اول بازی رو بکند، و از جایی به بعد خواننده می‌فهمد که دست حریف خالی شده‌است.

راویِ روایت، که با آزادی نامحدود زمانی-مکانی، در جهان بزرگی از موقعیت‌ها در حال سفر است، به جای آن که لحن خود را به توصیف و تشریح وضعیت درونی شخصیت‌ها در این کشکمش‌های پیچیده متمرکز کند، با سرعت بالایی در روایت و نقل تند رخداد‌ها، امکان همذات‌پنداری مخاطب با روایت را از بین مي‌برد. تجربه خواندن رمان، حسرت فرصت‌های از دست‌رفته روایی است، چرا که هرگوشه از سیر حوادث، با تمرکز بیشتر بر درونیات و پیچیدگی روانی شخصیت‌ها می‌توانست به رمانی جدا تبدیل شوند.

چیزی که برای خواننده فارسی‌زبان رمان را زنده نگه‌می‌دارد، ترجمه دقیق ابوالحسن حاتمی است. دقیقا در همان یک‌سوم ابتدایی رمان، که امکانات پرداخت روایتی جذاب فراهم می‌شوند، تنها بخشی از رمان است که شاهد تمرکز راوی بر شرح نظام مکان روایت (ساختمان دادگاه) هستیم و حاتمی توانسته در بازسازی مجدد آن در زبان فارسی بسیار موفق عمل بکند. تصویر‌سازی دقیقی که حاتمی از این قلعه باستانی در زبان فارسی ایجاد می‌کند، خواننده را آماده روایتی پرشور می‌کند. فضایی که می‌تواند بستر بسیار مناسبی برای بسط و گسترش پیرنگ ایجاد بکند، اما در ادامه رمان فراموش می‌شود. حاتمی در ترجمه قادر بوده نه تنها قابلیت‌های رمان را حفظ بکند، بلکه افول روایت را هم آشکار می‌کند. در واقع مواجه خواننده فارسی زبان با این روایت، تخیل‌کردن امکانات از دست‌رفته نویسنده‌است، که خودش می‌تواند یک مطالعه معکوس باشد. رمانی که آن طرح طلایی اولیه را نوشته‌، اما در بسط و گسترش آن به دام کلی‌گویی افتاده‌است.

رمانادبیاتایتالیا
۳
۰
دانیال عماری
دانیال عماری
یک داستان‌نویس جوان، غرق در ادبیات و هنر
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید