
سرنوشت
هوا ابریست و اسمان چشمانت بارانی ،
اهسته و بی صدا میبارند تا شاید غمت از چهره دل بشویند
نگران نباش عزیز من ،
سرنوشت گر مارا جدا کرد
سرنوشت را از سر خواهیم نوشت
اینبار ، با اشک هایمان !
-
عشق
عشق در اشک نقش میبندد ، در بغض های شبانه.
در عذاب وجدان هایی که وقت و بی وقت گلویت را میفشارند .
“ عشق یک حسرت ، یک ارزو
گاه یک قفس ، گاه یک پرستو “
-
زندگی
هرچه گفتیم هرچه گفتند
هرچه خوردیم هرچه خوردند
هرچه بردیم هرچه بردند
هرچه دیدم هرچه دیدی
زندگیست.
زندگیست انچه ندیدی و نخوردی و نگفتند و نبردند و نشد
زندگی هست ،
میان هرچه شد و نشد .
-
چشم های تو
۳۲ حرف
میلیون ها کلمه
به راستی چیست فلسفه روزگار
که از این همه ، زندگی من
خلاصه در دو کلمه است
“چشم های تو”
-
ترس
میترسم
میترسم
انگار که وجود ادمیت با دامان ترس گره خورده
میترسم حتی نمیدانم از چه.
فقط میترسم.
-
خانواده
مشکل همینجا بود ،
همه یکدیگر را خالصانه دوست داشتند
اما از راهی اشتباه .
-
این پارت هم طبق معمول مجموعه ای از نوشتهای قدیمی من بود که گوشه دفترم خاک میخوردن .
حتما برام بنویسید کدوم یکی بیشتر براتون جالب بود 💘