یه نوعی از افسردگی هست که کسی متوجهش نمیشه.
نه گریههای طولانی داره، نه گوشهگیری شدید.
حتی ممکنه لبخند هم بزنه.
طرف میره سرکار.
شوخی میکنه.
مسئولیتهاشو انجام میده.
اما شب که میشه، یه حس سنگینی عجیبی میاد سراغش.
نه دقیق میدونه چرا ناراحته،
نه میتونه توضیح بده چی کم داره.
فقط یه جمله تو ذهنش تکرار میشه:
«انگار یه چیزی درست نیست…»
خستگیای که با خواب برطرف نمیشه
بیحوصلگی بدون دلیل مشخص
کم شدن علاقه به چیزهایی که قبلاً دوست داشتی
حساس شدن بیش از حد به حرف بقیه
احساس پوچی حتی وقتی ظاهراً همه چیز مرتبه
بزرگترین اشتباه اینه که فکر کنیم:
«خب من که کارامو انجام میدم، پس افسرده نیستم.»
در حالی که بعضی از انواع افسردگی دقیقاً همینطوری پنهان میمونن.
چون دیده نمیشه.
چون اطرافیان میگن: «تو که حالت خوبه!»
چون خود فرد هم خودش رو قانع میکنه که «چیزی نیست».
و این روند ممکنه ماهها ادامه پیدا کنه.
اگر این حسها برات آشناست، بد نیست یه نگاه جدیتر بهش بندازی.
گاهی آگاهی اولین قدم برای بهتر شدنه.
اگه دوست داشتی اطلاعات کاملتر درباره نشانهها و زمان مراجعه بخونی، میتونی عبارت
«افسردگی پنهان کلینیک پناه»
رو جستجو کنی.