ویرگول
ورودثبت نام
بالن
بالن
بالن
بالن
خواندن ۲ دقیقه·۹ روز پیش

من مینویسم پس هستم...

امروز پس از خشم وحشتناکی که بعد از مشاهده ی یک ویدئو از یکی از مقامات زن ایرانی که در آن قاطعانه از قطعی اینترنت بین الملل دفاع می کرد تصمیم گرفتیم دیگر درباره سیاست صحبت نکنیم،بیتا گفت...چیزی را که میخواستم مدت ها پیش بگویم و میل ابراز وجود،میل به گفتن،شنیده شدن جلویم را میگرفت،میل به فکر کردن،بودن...چقدر احساس غرابت میکنم با آن دختر لهستانی که در اپیزود سوم پولونیا لاله زار میگفت من زمانی که در شوروی اسیر بودم روی هوا پیانو میزدم،میخواستم به دنیا بگویم لعنتیییی!من هنوز هستم!

هنوز تورم ناشی از جنگ نتوانسته مرا بکشد،با دندان 8 بالایی سمت راستم که سوراخ شده و پول ندارم به دندان پزشکی ببرمش صبر می کنم.گاهی آموکسی سیلین و مترونیدازول میخورم که خفه شود.ولی چه کنیم بدن را که در یک نقطه ساکت کنی از جای دیگر صدایش در می آید.معده ام این دفعه دست به اعتراض زده است!الان هم که از فرط معده درد بی خیال شام خوردن شده بودم نمی گذارد بنویسم،کم خونی نمیگذارد که گزاره ها و قید ها و فعل ها را درست کنار هم بگذارم.ولی من مینویسم،حتی با یک معده ی گرسنه،یک دندان ملتهب،قلبی که مدت هاست امیدی به عشق ندارد.

چرا ناگهان از عشق می نویسم؟مگر قرار نبود عشق را فراموش کنیم و بگذاریمش توی پستو؟به قول هوشنگ ابتهاج که می گوید:در این زمانه که درمانده هر کسی/از بهر نان شب/دیگر برای عشق و حکایت مجال نیست...

یک چیزی را خوب یاد گرفتم،عشق را... زمانی ست که عشق در آدم بخشکد،مرگ آغاز می شود.ولی من عاشق شده ام!عشق مادرزادی دیرینه ام را یاد آورده ام.وطن

وطن را آموخته ام.مگر عشق آن نیست که اگر از آن رنج بکشی در تو شعله ور شود؟مگر آن نیست که شیرینی زهرش از هر باقلوای تری خوشمزه تر باشد؟من از دی ماه تا کنون دیگر خودم نیستم،تکه تکه های وجودم تبدیل به قطعه هایی از خاک وطن شده است.

میناب شده ام پس از حمله ی موشک های آمریکایی،رشت شده ام پس از شامگاه خونبار دی ماه،دیوار های شهرم برایم تبدیل به یک سمفونی کلاسیک شده است،اصیل،موقر،با شکوه،ستودنی و خیال انگیز...

من هنوز هستم،حتی اگر کوچه ها و خیابان های وطنم را خون بیگناهان فرش کنند،من هستم اگر موشک ها پل ها و مدرسه ها را ویران کنند،من هنوز هستم حتی اگر بمیرم،یا کشته شوم!من هستم حتی اگر روزی دیگر در این خاک نباشم.من 25 ساله برای روز مردنم هم وصیت کرده ام،وصیتی به شکوه نام میهنم.اگر روزی بدن بیجان من در آغوش وطنم آرام نگرفت،حداقل روی سنگ قبرم بنویسند:

تابوت مرا جای بلندی بگذارید تا باد برد سوی وطن،بوی تنم را

قطعی اینترنتعشقوطنجنگمرگ
۱۲
۰
بالن
بالن
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید