ویرگول
ورودثبت نام
قلم(:
قلم(:عدالتی وجود ندارد...
قلم(:
قلم(:
خواندن ۲ دقیقه·۳ روز پیش

نوشته ای برای تویی که نمی خوانی

نوشته ای برای تو...

برای تویی که میدانم هرگز نمیخوانی

برای تویی که دیگر نیستی اما هنوز در هر گوشه ی زندگی من قدم میزنی

نمیدانم چرا مینویسم؛ شاید چون حرفهایی که به تو نرسید هنوز در گلویم مانده اند.

اول از همه....

تولدت مبارک🤍

امروز را مثل همیشه با یاد تو شروع کردم؛ انگار هر روزم بدون یاد تو ناقص است.

یه سال پیش همین روزها با هم رفتیم پیتزا بخوریم همان جا که میگفتی پیتزاهایش را دوست داری و هفته ای دوبار هوسش میکنی

يادته ؟

بعد از رفتنت دیگر نه آنجا رفتم نه حتی یک بار پیتزا خوردم،

چطور میشود چیزی را خورد که مزه اش با خنده های تو قاطی شده بود؟

گفته بودی اگر روزی نبودی تو را با گلها به یاد بیاورم بابونه ها را دوست داشتی.

با هم به چندین گل فروشی ،رفتیم و من آن روزها را هیچ وقت فراموش نمیکنم،

اما بعد از تو... از گلها متنفر شدم.

چطور چیزی را دوست داشته باشم که بوی نبودنت را می دهد؟

چقدر با سماجت میکشیدمت به کتابخانه ها....

چقدر اصرار میکردم به حرفهایم گوش بدهی به کتابهایی که برایم همه چیز بودند.

میدانستم علاقه ای نداری اما باز هم میماندی باز هم گوش میدادی

کاش هنوز بودی..

آخرین بار که دیدمت دوم اردیبهشت همین امسال بود.

شبی که برای اولین بار شهر بازی رفتم

چقدر گفته بودم دلم میخواهد بروم و تو همان شب یکی از آرزوهایم را برآورده کردی،

نمی دانستم همان شب آخرین بار است که کنارت قدم می زنم.

امروز ظهر رفتم سر خاکت

آفتابی بود،اما هوا خیلی سرد بود.

نمی دانم... سردت بود؟

تو همیشه از سرما بدت می آمد.

برای همین برات گل آوردم میدانم هنوز هم گلها را دوست داری حتی اگر من دیگر نتوانم..

دقیقاً نه ماه و سه روز است ،که از نبودت میگذره ،

دو روز بعد از آخرین حرفهایمان خبر مرگت را شنیدم،

مگر روز قبلش با هم حرف نزدیم؟

مگر نگفتی سه شنبه بریم ناهار؟

پس چرا رفتی؟

قرارمان چه شد؟

کتاب «کیمیاگر را هنوز دارم؛ مدام میخوانمش

نمیدانم چون قشنگ است یا چون تو به من دادی... شاید هر دو..

قرار بود تا آخر امسال ماشینت را بخری

قرار بود هزار چیز دیگر هم باشد.

اما تو رفتی

رفتی و یک دنیا ای کاش در دل من جا گذاشتی..

این روزها همه چیز من را یاد تو می اندازد؛

از خیابانهایی که با هم رد شدیم تا چیزهایی که هیچ ربطی به تو ندارند اما نمیدانم چرا باز هم بوی تو را میدهند.

تولدت مبارک...

نه به خاطر اینکه امروز روز تولد توست به خاطر اینکه هنوز هم هر روز من با نبودن تو شروع میشود.

کاش بودی

کاش فقط یک بار دیگر بودی تا این همه ای کاش را از دلم برداری..

فیلم سینماییاولین نوشتهبرای تومرگ
۴۸
۴۳
قلم(:
قلم(:
عدالتی وجود ندارد...
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید