تاکنون فکر کردهاید آن هنگام که سخن از مهربانی باران و آرامش طبیعت و ایستادگی کوه بود، چرا صحبتی از مردمان این دیار نشد؟
فرزندانی که در سایۀ کوهی چون معبد دویدند و قد کشیدند تا تار و پود وجودشان با مقاومت و آزادگی بافته شود.
چیزی که این روزها قدمبهقدم کمرنگتر و کمرنگتر میشود. گویی بشر مثل کبک، سر به زیر برف فرو برده تا مبادا موقعیت و منفعتش به خطر بیفتد.
«انسانیت»، واژهای بود که گمان میکردم از این کرۀ خاکی، جای بهتری برای زیستن بسازد؛ چرا که آدمها، فارغ از دین و مذهب میتوانند در «انسان»بودن مشترک باشند. اما دریغ که نه تنها به یکدیگر کمک و یاری نمیرسانند، بلکه با گفتار خود هم از مظلومان دفاع و حمایت نمیکنند.
شما باران باروت و آتش ظلمی که بر سر فلسطینیان افکنده شده را نمی بینید؛ که اگر میدیدید، پیش از آن که چشمهایتان، طعم اشک را بچشند، فریاد دادخواهیتان، گوش عالم را کر کرده بود.
همانطور که سرور و سالار شهیدان (ع) فرمودند: «اگر دین ندارید لااقل آزاده و جوانمرد باشید».