
اصلا قرار نبوده و نیست که خوش اومدن ویا بد اومدن من از چیزی، برای جهان اهمیتی داشته باشه.
کائنات راه خودشو میره، بدون اینکه به میل من نگاه کنه.
پس حالا "چرا" هارو رها میکنم و میپذیرم اونچه که هست و هستم.
اتفاقها میان و میرن، وشاید از بعضیشون خوشم بیادو از بعضیشون نه، اما درهرحال، اونارو تجربه میکنم.
مثلا من از دلسوزی دیگران خوشم نمیاد. اما خوش اومدن و نیومدن رو کنار میذارم و اگه تونستم، زیبایی مهری رو که توی اون لحظه به سمتم میاد رو میپذیرم. و اگرم نه که، فقط اونو تجربه میکنم.