سایه·۱۱ ساعت پیشتعظیم در مترواین داستان بخشی از تمرین من برای مشاهده واقعیت است صابر کنار پنجره ایستاد و انگشتانش دور میلهی واگن حلقه زدند. صدای برخورد قطعات فلزی با…
ستایش باقری·۳ روز پیشدر میانهی دلتنگی و پذیرشلحظهنوشت...پخش شدهام روی تخت. دستهایم به تشک تکیه دادهاند و انگشتانم را راهی نوشتن میکنند.
حجت محبی·۱۰ روز پیشاحساسات از کجا میآیند؟به راستی احساسات از کجا میآیند و به کجا میروند؟ آیا جاری شدن هر حسی در وجود ما از خود اثری به جای میگذارد یا نه؟ بعضی وقایع با چنان بار…
Sada·۱۵ روز پیشرفاقت شادی و غم،، هشتم مطالعهبه قول مجتبی شکوری، غم و شادی جدای از هم نیستند، کنار هم میشینن و چای مینوشند و ما تماشا میکنیم و این یعنی حس ارامش
سیما دهقانپور·۱۸ روز پیشمثل این روزها در آتشبسم با غمامروز سفره دلم را پیشش باز کردم. گفتم دیگر از دست خودم خسته شدهام. اینکه غصهی هر چیزی را بخورم و بدنم در مقابلش واکنش نشان بدهد چیزی نیست…
حنا·۲۱ روز پیشانکار یا پذیرشسخت ترین قسمت زندگی رو به رو شدن با چیزی است که نمیخواهیم واقعی باشد،تا لحظه ی آخر میگوییم نه امکان ندارد همچین اتفاقی افتاده باشد،محال است…
Mosi·۲۴ روز پیشسودای پیرزویاز خودشناسی تا خودفریبی، فقط یک قدم فاصله بود. توسعهی فردی برای من چیزی جز عقبنشینیِ مفتضحانه نبود؛ مثلِ بازگشتِ لشکری شکستخورده به سنگر…
پاراگراف|حنانه سندگل·۲۴ روز پیشپرسش هایی در باب حماقتحماقت؛ شاید نام فرشته ای باشد.حماقت چیست ؟از کجا می آید؟وقتی حماقت می کنیم چه شکلی می شویم؟ریشه حماقت چیست؟
مهدی محمدزاده·۱ ماه پیشداستان «طیف خاکستری پایداری»سعید و مریم ۱۰ سال بود که زیر یک سقف زندگی میکردند. یک شب، وقتی سکوت خانه سنگین شده بود، مریم صادقانه حرفی زد که مثل یک «شوک مکانیکی» به س…
رستا جواهری·۱ ماه پیشدردِ لذیذِ نرسیدن!مرزِ باریکِ میانِ انتظارِ سمی و انتظارِ مقدسهمه ما در طول زندگی خود قطعا احساس انتظار رو به شکل های مختلفی تجربه خواهیم کرد انتظار از معدود…