
تا حالا شده وسط یک روز معمولی، یک عکس، یک خبر، یا حتی یک جمله ساده باعث بشه حس کنی «من از همه عقبم»؟
جالبه که این حس معمولاً نه از کمبود تلاش میاد، نه از شکستهای واقعی.
از یک چیز بسیار عمیقتر میاد:
برداشتی که ذهن ما از سرعت زندگی بقیه ساخته.
برای بعضیها، این حس وقتی فعال میشه که موفقیتهای دیگران را میبینند.
برای بعضیها، وقتی سنشان را با یک “چکلیست نانوشته” مقایسه میکنند.
برای برخی دیگر، حتی بدون محرک خارجی… فقط یک صبح از خواب بیدار میشوند و فکر میکنند دیر شده.
اما واقعیت اینجاست:
🔹 این حس یک «واکنش طبیعی» ذهن انسان نیست
🔹 یک «الگوی آموختهشده» است
🔹 و بسیار زیرپوستیتر از چیزی است که فکر میکنیم
در مسیر تحقیقاتی که برای دورهها و پادکستهایم داشتم، به چیزهایی رسیدم که معمولاً دربارهاش صحبت نمیشود:
چرا ذهن انسان همیشه سرعت دیگران را بزرگنمایی میکند
چرا مقایسهها حتی وقتی واقعبینانه نیستند باز هم اثر میگذارند
چرا بعضی افراد دائم احساس «عقب بودن» دارند، حتی اگر از بیرون موفق دیده شوند
و اینکه این حس چطور آرامآرام تبدیل به اضطراب، بیقراری و حتی افسردگی پنهان میشود
اما چیزی که بیشتر از همه آدمها را غافلگیر میکند این است:
این حس همیشه دربارهی «زندگی واقعی» نیست؛ دربارهی تفسیر ذهنی ماست.
در قسمت جدید پادکست، دقیقاً درباره همین سازوکار ذهنی صحبت کردم:
اینکه پشت پردهی این احساس چه اتفاقی میافتد،
چرا اینقدر قانعکننده به نظر میرسد،
و چطور میتوانیم بدون جنگیدن با خودمان، از این چرخه خارج شویم.
اگر این موضوع برای تو هم آشناست، لینک نسخه کامل صوتی این درس را توی کامنت برات گذاشتم👇