فرامرز انتظاریدرمعلم روستا·۱ روز پیش314. برفسه شنبه بود و حسین و حمید نوبت صبح کلاس داشتند و بعد از مدرسه یک راست رفتند شهر، تا به خانه هایشان برگردند. ولی من نوبت عصر کلاس داشتم و تا…
فرامرز انتظاریدرمعلم روستا·۸ روز پیش313. دیجیتالفیش های حقوقی را آخر هر ماه روی میز کناری دبیرخانه اداره می گذاشتند. ما هم هر وقت فرصت می کردیم، در راه برگشت از وامنان، به اداره سری می ز…
فرامرز انتظاریدرمعلم روستا·۱۵ روز پیش312. بخاریسردی زمستان از یک طرف و این بخاری های مدرسه هم از طرف دیگر، روزگار ما در مدرسه دخترانه را سخت کرده بود. کلاس ها آن قدر سرد می شد که هم ما و…
فرامرز انتظاریدرمعلم روستا·۲۲ روز پیش311. موشبا کاری که کرده بودم، روابط خانم های مدیر با من به شدت رسمی تر شده بود و همچنین روز به روز به سردی می گرایید. فقط در حد سلام و علیک بود و ح…
فرامرز انتظاریدرمعلم روستا·۱ ماه پیش310. دانادو سه سالی است که نظام آموزشی ما تحولی اساسی یافته است!!! دوره راهنمایی از سه ثلث به دو نوبت تقلیل یافته، تغییری که واقعاً تحولی عظیم است!!…
فرامرز انتظاریدرمعلم روستا·۱ ماه پیش309. صبحانهبا توجه به شرایط پیش رو با حمید خیلی در مورد مدرسه دخترانه صحبت می کردیم. هر دو متعجب بودیم که چرا نسبت به آمدن این خانم ها این قدر حساس شد…
فرامرز انتظاریدرمعلم روستا·۱ ماه پیش308. فرم پرسنلیبا آمدن این دو تا خانم کلاً تراز مدرسه از دستمان خارج شده بود، نه این که قبلاً همه کاره مدرسه بودیم، با بودن آقای مدیر کارها با هم و دوستا…
فرامرز انتظاریدرمعلم روستا·۲ ماه پیش307. اتاق دبیرانسی و یکم شهریور با دوستان قرار گذاشته بودیم که به وامنان برویم و خانه را دوباره تحویل بگیریم و وسایل را درونش بچینیم. از جمع دوستانی که با…
فرامرز انتظاریدرمعلم روستا·۲ ماه پیش306. دهه دومچقدر سریع زمان می گذرد، نفهمیدم کی این ده سال به پایان رسید. باور نمی کنم به یک سوم دوران خدمتم رسیده ام، هنوز آن طور که باید و شاید با تجر…
فرامرز انتظاری·۲ ماه پیش305.اشتباهاز ساعت دوازده و نیم ظهر که کنار کلبه کل ممد ایستاده بودیم تا حالا که ساعت سه شده بود، هیچ وسیله ای حتی در جهت مخالف مسیر ما نیامده بود، تن…