فرامرز انتظاریدرمعلم روستا·۶ روز پیش317. مدیریت عجیبمتاسفانه فضای مدرسه پسرانه همچنان متشنج بود و من و حمید هم هر کاری از دستمان برمی آمد، انجام می دادیم تا آرامش برقرار شود. در زنگ های تفریح…
فرامرز انتظاریدرمعلم روستا·۱۳ روز پیش316.خشونتبعد از ده سال خدمت در روستا برای اولین بار شاهد یک درگیری بسیار شدید بین دو دانش آموز در حیاط مدرسه بودم. آقای مدیر تا به خود بجنبند و این…
فرامرز انتظاریدرمعلم روستا·۲۰ روز پیش315. زنگ ورزشهر جور حساب می کردم نمی توانستم درس را به زمان بندی تعیین شده برسانم. تعطیلات مترقبه و غیرمترقبه باعث شده بود که از جایی که باید باشم بسیار…
فرامرز انتظاریدرمعلم روستا·۱ ماه پیش314. برفسه شنبه بود و حسین و حمید نوبت صبح کلاس داشتند و بعد از مدرسه یک راست رفتند شهر، تا به خانه هایشان برگردند. ولی من نوبت عصر کلاس داشتم و تا…
فرامرز انتظاریدرمعلم روستا·۱ ماه پیش313. دیجیتالفیش های حقوقی را آخر هر ماه روی میز کناری دبیرخانه اداره می گذاشتند. ما هم هر وقت فرصت می کردیم، در راه برگشت از وامنان، به اداره سری می ز…
فرامرز انتظاریدرمعلم روستا·۱ ماه پیش312. بخاریسردی زمستان از یک طرف و این بخاری های مدرسه هم از طرف دیگر، روزگار ما در مدرسه دخترانه را سخت کرده بود. کلاس ها آن قدر سرد می شد که هم ما و…
فرامرز انتظاریدرمعلم روستا·۲ ماه پیش311. موشبا کاری که کرده بودم، روابط خانم های مدیر با من به شدت رسمی تر شده بود و همچنین روز به روز به سردی می گرایید. فقط در حد سلام و علیک بود و ح…
فرامرز انتظاریدرمعلم روستا·۲ ماه پیش310. دانادو سه سالی است که نظام آموزشی ما تحولی اساسی یافته است!!! دوره راهنمایی از سه ثلث به دو نوبت تقلیل یافته، تغییری که واقعاً تحولی عظیم است!!…
فرامرز انتظاریدرمعلم روستا·۲ ماه پیش309. صبحانهبا توجه به شرایط پیش رو با حمید خیلی در مورد مدرسه دخترانه صحبت می کردیم. هر دو متعجب بودیم که چرا نسبت به آمدن این خانم ها این قدر حساس شد…
فرامرز انتظاریدرمعلم روستا·۲ ماه پیش308. فرم پرسنلیبا آمدن این دو تا خانم کلاً تراز مدرسه از دستمان خارج شده بود، نه این که قبلاً همه کاره مدرسه بودیم، با بودن آقای مدیر کارها با هم و دوستا…