hamed-rahmani·۱۷ ساعت پیشده سالگیدوستان عزیز این داستان کوتاه از دوران کودکی بنده هستش و تمامی گفته ها در این داستان واقعیت دارد دوس داشتید بخونید.♡
Green Gables🌱·۲ روز پیشیه عصر معمولی بخش اول: تابستوناومد خسته و کوفته کیفشو انداخت روی تخت، رو کرد بهم و گفت: “تابستون! کدوم تابستون بابا؟ اون بیرونو نگاه کن، کجاش شبیه تابستونه؟ مردیم از این…
منوچهر·۲ روز پیشکَمَک مُرغداستانک ۵۲. جنوا. سال ۲۰۵۰نفیر بلند و یکنواخت کشتی را میشنوم؛ یک لکهی خاکستری پهن که روی سینهی فراخ و آبی دریا دراز کشیده و اندک اندک..…
reyhane sadeghpour·۲ روز پیشسه شاهد، سه دروغ 🎭ساعت ده صبح بود.کارآگاه فیلو ونس در دفترش نشسته بود و ویولن مینواخت.همکارش، جان مارکهام، با عجله وارد شد و گفت: «ونز، یک پرونده عجیب. آقای…
امین ظاهری amin zaheri·۲ روز پیشآنکه غزل را به خیابان برداگر بخواهیم از حسین منزوی فقط با یک جمله یاد کنیم، باید بگوییم او از آن شاعرهایی بود که غزل را دوباره به زندگی برگرداند؛ نه با سروصدا، نه ب…
Habib Karimi·۳ روز پیششعله قانونامتحانات شروع شده بود. دانشآموزان همه سخت مشغول مرور و مطالعه درسها بودند. بعضی از همکلاسیها خانه را برای درس خواندن ترجیح میدادند، ام…
Nika·۳ روز پیشتغییر/روانشناختی آقای نویسنده میگفت دو چیز در این دنیا بهترین است، یکی داستان و دیگری سکوت.اما حالا، داشت چیز دیگری میگفت. شاید من فرق کرده بودم که حرف ه…
منصور سجاد·۳ روز پیشچرا داستانهایمان در اواسط کار «شل» میشوند؟ و چطور درستش کنیمهمه ما این تجربه را داشتهایم، نوشتن داستان را با شور و هیجان شروع میکنیم، پرده اول عالی پیش میرود، اما وقتی به نیمههای کتاب یا فیلمنامه…