من شیفتهی وصل شدنم.
شیفتهی بهانههایی که آدمها را به هم متصل میکند.
یکرنگشان میکند.
همبستهشان میکند.
مثل مُحرم...
مثل حج...
مثل هم وطن بودن...
من از اینکه حلقهای از یک زنجیر باشم، سرشار از احساسات نیکو میشوم.
مثلا احساسِ "همبستگی" که به طرز شگفتآوری به انسان قوت قلب میبخشد.
قدیمترها به دلیل تداول زندگیِ جمعی، این احساساتِ خوب علاوه بودند.
امروزه اما جهــانْ شتابان به جانب فردگرایی به پیش میرود و از پیِ آن احساس تنهـایی، افسردگی و مشکلات روحی و روانی بیش از پیش دامنگیر انسان شده است.
در زندگی فردی، سنگینیِ همهی مشکلات بر دوشِ فرد است.
اما در زندگـی جمعی این بار تقسیم میشود روی افــراد و طی آن عمرها طولانیتر میگردد و تنها و روانها سلامتتر.
البته به دلیل تغییر فرهنگ و سبک زندگی، دیگر توان و گنجایش بازگشت به زندگیهای جمعی با سبک قدیمی وجود ندارد؛ اما میشود از فردگراییِ مطلق خارج شد و به جمعها و گروههای مختلف پیوست و از فواید آن بهره جست.
مثلا:
با همسایههامان ارتباط بگیریم. هرزگاه احوالشان را جویا شویم و اینگونه نباشد که چندین ماه یکدیگر را ندیده و در بیخبری محض به سر ببریم.
حدالامکان به طور منظم به مسجد محلهمان رفته و با اهالی آن مراوده داشته باشیم. اگر کسی مدتی به مسجد نیامد سراغش را بگیریم و پیگیر احوالاتش باشیم.
روضههای بی تکلفِ هفتگی یا ماهیانه گرفته و در مجالس دیگران هم شرکت نماییم.
درصدد آن باشیم که نقطه اشتراکی یافته و همان را قوتی کنیم برای پیوستن به گروههای مختلف.
با ایجاد تکلفات متعدد دورهمیها را سخت و تشریفاتی نکرده و سعی در تسهیلگری آن داشته باشیم. از پذیرایی گرفته تا پذیرش تفاوتهای فردی.
مثلا اگر فردی سخنی خلاف میلمان گفت و یا اخلاق آزارندهای داشت، آسان از کنار آن بگذریم. چرا که قیمت و منزلتِ "حفظ یک جمع و بهرهوری از آن" بیش از این قِسم حساسیتهاست.
انسان به ذات نیازمند این است که حلقهای از یک یا چند زنجیر باشد.
باور کنیم که ارتباط با انسانها بسیاری از مشکلات امروزهمان را حل و فصل و درمان خواهد کرد.
علاوه بر آن با جمعگرایی قدرتمان برای ایجاد تغییراتْ افزوده میگردد.
"تنهــایی" معضل بزرگ قرن حاضر است و جوامع را ضعیف و منفعل میکند.
پس زندگــی جمعــی را گسترش دهیم تا قدرتمند و مؤثر باشیم.
به قلم #فاطمه_سادات_جزائری
