
مهربانی با خود و یا دوست داشتن خود به عنوان یک اصل مهم برای مهربانی با دیگران و یک پیشنیاز همیشه مورد تاکید و توجه بوده است. وقتی یاد بگیریم در همه شرایط با خودمان مهربان باشیم و در عین حال مسئولیت اشتباهاتمان را شجاعانه بپذیریم و در گردنه های سخت، مراقب احساس ارزشمندی و خود دوستیمان که با سرزنشگری و انتقادهای بیجا آنها را تضعیف نکنیم قدم در مسیر مهربانی با خود و یا خودشفقتی گذاشتیم...
با خودشفقتی به خود انگیزه دهیم....... بسیاری از مردم هراس دارند که اگر دست از انتقاد خود بردارند، دیگر برای رشد و موفقیت انگیزهای پیدا نمیکنند. اما تحقیقات نشان میدهد که عکس این ماجرا حقیقت دارد. افرادی که بهجای انتقاد با مهربانی و همدلی و احترام به خود انگیزه میدهند، پایداری بهتری در دشواریهای زندگی دارند و از شکست بهعنوان فرصتی برای یادگیری بهره میگیرند.
ضطراب، سرخوردگی و ناامیدی، هرلحظه سراغ ما میآیند، اما خودشفقتی به ما کمک میکند که درگیر آنها نشویم.
میتوانیم مانند یک مادر که نوزاد خود را در آغوش میگیرد، رنج خود را در آغوش بگیریم
خودشفقتی یعنی هرچه را هستیم، کاملاً دوست بداریم؛ ولی هنوز هم ارزش زندگی را به رشد و تلاش برای بهتر شدن بدانیم. هنگامی که خودشفقتی داریم، دوست داریم رشد کنیم و تغییر را اجبارگونه نمیبینیم ....درواقع تغییرر شاید در مسیر رشد اتفاق بیفتد وروند طاقت فرسا نمیشه.... رشد اغلب مستلزم تلاش است (هرچند که این امر شامل اجازه استراحت دادن به خود و بودن در هر آنچه هست بیش از همه نیاز داریم).
زمانی که خودشفقتی داریم، خودمان را درگیر مقایسه با دیگران نمیکنیم
خودشفقتی با احساس دوست داشتن خود و نگرانی درمورد دیگران ارتباط دارد، اما به معنای خودمحوری یا ترجیح نیازهای خود بر دیگران نیست. داشتن نگرش شفقتمآبانه نسبت به خود که باعث متعادل شدن دیدگاه ذهنی در انسان میشود، ذهنآگاهی خوانده میشود. ذهنآگاهی به معنای داشتن نگرش بیطرفانه و پذیرنده نسبت به خود است، طوری که فرد افکار و احساسات خود را بهگونهای مشاهده میکند که نیازی به تغییر یا کنار گذاشتن آنها نداشته نباشد. برای اینکه افراد کاملاً خودشفقتی را تجربه کنند، لازم است دیدگاه ذهنآگاهانه داشته باشند. بهعبارتی آنها نباید از تجربه احساسات دردناک اجتناب کنند، زیرا این امر برای شناخت احساس خودشفقتی لازم است.
داشتن احساس خودشفقتی همچنین دلالت بر این دارد که فرد تلاش میکند که از تجربه درد جلوگیری کند. این امر منجر به بروز سبکهای مقابله فعال برای ارتقا و حفظ سلامت روانی میشود. افراد خودشفقت، درد و نقص کمتری را نسبت به سایرین تجربه میکنند و دیدگاه حمایتگرانه نسبت به خود دارند که باعث کمتر شدن احساس افسردگی و اضطراب و بیشتر شدن رضایت آنها در زندگی میشود. فردی که خودشفقتی دارد، در قدم اول تلاش میکند خود را از رنج بردن محافظت کند. بنابراین، خودشفقتی باعث بروز سازگاری بیشتر برای حفظ و ارتقای سلامت روانی است. خودشفقتی وقتی با خودسازگاری مؤثر همراه میشود، باعث افزایش توانایی مقابله با استرس میشود.
ادمهاگاهی نیاز ندارند برایشان کار خاصی انجام دهم؛ بلکه نیاز دارند کنارشان بمانیم و کمک کنمیم مطمئن شوند که تنها نیستند ـ که زندگی هنوز ارزش زندگی کردن دارد//////وقتی ما خودمان را با آرامش و خوشی تغذیه کنیم، میتوانیم انسانهای دیگری را که در زندگیمان حضور دارند نیز به سعادت و آسایش برسانیم.
اگر هر بار که میشنویم اتفاق بدی افتاده است، نگرانی بر ما غلبه کند ــ اگر بهقدری آزاردهنده باشد که نتوانیم تحمل کنیم ــ دچار «شفقت بدون حفظ خونسردی» میشویم. ازطرفی اگر همان خبر بد را بشنویم و با خودمان فکر کنیم: «آره، این اتفاقات روزی هزاربار میافتند» و انگیزهای برای کمک نداشته باشیم دچار «حفظ خونسردی بدون شفقت» شدهایم. قصد دارم به شما بگویم که میتوان «شفقت همراه حفظ خونسردی» را در خودمان پرورش دهیم. باید این توانایی را در خودمان تقویت کنیم که بدون آسیب رساندن به خودمان عمیقاً با دیگران همدردی کنیم.
اگر خوشحالی را تا زمان برطرف شدن تمام مشکلات و رنجها به تعویق بیندازیم، هرگز این شانس را پیدا نمیکنیم که خوشحال باشیم. اگر خودمان را با لحظات شاد تغذیه نکنیم، انرژی لازم را برای تبدیل کردن دنیا به مکانی بهتر نخواهیم داشت.
همیشه دلیلی برای رنج کشیدن هست، اما این تنها جنبهٔ زندگی نیست. برای اینکه لذت را تجربه کنیم، باید به زیباییهای زندگی توجه کنیم. قرار نیست مشکلات زندگیمان یا مشکلات موجود در جهان را انکار کنیم؛ بلکه باید تمام زیباییها و شگفتیهای زندگی را درک کنیم و بدانیم نادیده گرفتن زیباییهای زندگی بسیار دردآور است.
خدایا به من آرامشی عطا فرما تا بپذیرم آنچه را نمیتوانم تغییر دهم، شهامتی که تغییر دهم آنچه را میتوانم و بینشی که تفاوت این دو را بپذیرم
چالش «انسان ماندن» در این جهان مزخرف از آنجا نشئت میگیرد که ما چگونه به رنجهایی که از هر طرف ما را احاطه کردهاند واکنش نشان میدهیم. رنجهایی که خودمان در زندگی میکشیم، رنجهایی که افراد باارزش زندگیمان میکشند، یا رنجی که از دیدن موقعیتهای نامساعد در جهان احساس میکنیم (و معمولاً همهٔ این موارد)
لیستی تهیه کنید از چیزهایی که میتوانند شما را خوشحال کنند؛ مانند آسمان در روزی آفتابی، صدای باران یا نوزادی که به چشمان شما زل زده است. این لیست هم میتواند طولانی باشد.
برای یک تا دو دقیقه به تکتک چیزهای خوبی فکر کنید که در حال حاضر در زندگیتان وجود دارد. - میتوانید لیستی از آنها یادداشت کنید یا میتوانید فقط در ذهنتان به آنها فکر کنید. - اگر ذهنتان آشفته شد یا در برابر این تمرین مقاومت کرد، این جمله را با خودتان تکرار کنید: «ذهنم معتقد است افکار مهم دیگری وجود دارند و دقیقاً درست است، اما میخواهم برای یک دقیقه به خودم اجازه دهم تا به زیباییهای زندگیام فکر کنم. بقیهٔ مسائل میتوانند فعلاً منتظر بمانند.» - به حستان توجه کنید. - اگر حس خوبی دارید میتوانید این تمرین را روزی چندبار انجام دهید. هرچه بیشتر تمرین کنید زودتر تغییرات زندگیتان را مشاهده میکنید.