ویرگول
ورودثبت نام
فاطمه
فاطمهواسئل خیالک: هل کان یعلم ان طریقک هذا طویل؟
فاطمه
فاطمه
خواندن ۲ دقیقه·۲ روز پیش

او مُرده.

تعداد زنانِ سوگواری که در زندگی دیده‌ام بسیار بیشتر از مردانِ سوگوار است. همیشه بر این باورم که در حق مردانِ سوگوار اجحاف زیادی شده‌ است. در نظرم مردانِ سوگوار بسیار ضعیف‌تر از زنانِ سوگوار ادامه میدهند. "زن مرثیه‌خوان است. زن مخزن خاطره است." زن بعد از سوگ بیشتر تلاش خواهد کرد، سوگ با تمام درماندگی‌ای که به ما زنان القا میکند گویی قدرت ما را بیشتر میکند. اما در نظرم [که ممکن است درست هم نباشد] مردان درماندگی بیشتری را تجربه خواند کرد. درماندگی‌ای که در پی‌ش قدرتی نیست. بخش اخرِ "لنگرگاهی‌درشنِ‌روان" در قسمتی جویس‌کرول‌اوتس نوشته بود "چه حماقتی، چه جنونی چنان کورم کرده بود که خیال میکردم کاری مهمتر از همراه شوهرم به گلخانه رفتن هم وجود دارد؟" شرط میبندم که این عادت همیشگی ما ادمهاست. هیچوقت فکر نمیکنیم ممکن است بعدا حسرتِ "نه" گفتن به خواسته‌های روزمره‌ی عزیزانمان را خواهیم خورد. بنظر من ما ادمها هیچوقت درست فکر نمیکنیم! همیشه یک جای افکارمان میلنگد و بعدتر ها باعث حسرت و پشیمانی‌مان میشود. جویس نوشته بود تازه دارد یاد میگیرد از گفتنِ کلمه‌ی "مُرده" طفره نرود. به زبان اوردن این کلمه، اوایل جهانِ خوش و خرمِ ما را ویران میکند، بعدتر واقعه را باورپذیر میکند و بعدترتر ان‌چنان عادی خواهد شد که گویی واقعه را باور کرده‌ای. اتفاقی که چندی بعد از به زبان اوردنِ این کلمه‌ی منحوس میافتد، همان اتفاقی‌ست که با تمام ناتوانی‌مان در تلاش بودیم از افتادنش جلوگیری کنیم. ولی با به زبان اوردن این کلمه تسلیم میشویم. جویس معترضانه نوشته "چرا باید ما اینجا ایستاده باشیم و رِی نایستاده باشد؟" این نوع گفته‌ها و نوشته‌های اعتراض‌گونه همیشه هستند. مثل غذایی که نه هضم میشود و نه بالا میاید و تا به ابد با حسی از تلخی و ناباوری سرِ دلمان میماند.

امشب باباجون لغتنامه‌ام را اورد، در لغتنامه سوگ را "گریه و زاری و اندوه به‌خاطر از دست دادنِ کسی یا چیزی گرامی، ماتم و عزا " معنی کرده بودند. که بعید میدانم فقط همین باشد. اما حق میدهم، اگر بخواهند سوگ را معنی کنند صفحات خیلی زیادی به لغتنامه اضافه میشود، که نمی‌صرفد! هرکس سوگ را دید خودش میفهمد، یحتمل همین اندازه‌ای که مینویسند برای ادمیان پشتِ شیشه، کافی‌ست. با اینکه در زمانِ بی اینترنتی! این دومین کتابی بود که تمام کردم، ولی باید بگویم حداقل برای اینکه نمیتوانم نوشته‌هایم را منتشر کنم و از دوستانم خبر بگیرم هیچ دل خوشی از این قضیه‌ی قطعی اینترنت ندارم. و امیدوارم زودتر وصل شود.

۲۳ دی ۱۴۰۴

ـ ۱۷۰

قطعی اینترنتسوگمرگ
۴
۰
فاطمه
فاطمه
واسئل خیالک: هل کان یعلم ان طریقک هذا طویل؟
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید