ویرگول
ورودثبت نام
فاطمه
فاطمهواسئل خیالک: هل کان یعلم ان طریقک هذا طویل؟
فاطمه
فاطمه
خواندن ۲ دقیقه·۳ روز پیش

کاش واقعا میرفتم فضا

امروز پسرک کلاس‌اولی گفت از "سیاره‌ی فضا" امده و از طرف رئیسش "دِری" که نصفش مرد است و نصف دیگرش زن! ماموریت دارد من را همراه خودش ببرد. خیلی خوشحال شدم. ایکاش واقعا من را میبرد. میگفت هرچیزی که بخواهم انجا ظاهر میشود و میتوانم یک خانه‌ی تنهایی داشته باشم و حتی اگر بخواهم برایم کلی بشقاب لازانیا ظاهر میشود. شاید واقعا اینترنت مغز ادم را از کار میاندازد چون تا به حال هیچوقت این خیال‌پردازی‌ها را از پسرک ندیده بودم. مامان میگفت از پسرک پرسیدند خواهرت چه‌ کارهایی را دوست دارد؟ گفته "خواهرم فقط درسا و کتاباشو میخونه و هنر میکنه" نقاشی‌های من را هنر میگوید! هروقت نظر پسرک را درباره‌ی خودم میپرسم به من میگوید "فقط بلدی نقاشی کنی و کتابای الکی پَلَکی بخونی و منو به زور بوس کنی!" پسرک درست مثل بچگی‌های من از "بوس" بدش میاید. ولی در قبال بعضی از کارهایی که برایش انجام میدهم به من جایزه "بوس" میدهد. این پسرک کلاس‌اولی هم یکی از ترس‌های جالبِ من است! میترسم بزرگ شود، از این قضیه بزرگ شدن بچه‌ها هیچ خوشم نمیاید. دیشب که میگفتیم دخترِ فلانی که فقط ۲ سالش بوده مُرده، پسرک گفت "نخیر نمیشه، تاحالا سنگ قبر بچه دیدین؟ بچه‌ها نمیمیرن." دلم میخواست حالا که پسرک نمیتواند من را به فضا ببرد، پسرک باشم و حداقل فکر کنم که بچه‌ها نمیمیرند. ایکاش پسرک فکر میکرد کلا ادمها نمیمیرند. ایمان به چیزهایی که پسرک میگوید برای من خیلی خیلی راحت است. بچه‌ها را برای همین دوست دارم. حرفهایشان را جوری بیان میکنند که باورش اسان میشود.
"راینر ماریا ریلکه" در نامه به دوستی که برادرش تازه خودکشی کرده بود نوشت: "چقدر از لمسِ هرچیزِ اکنده از خاطره‌ای میترسی! مگر چیزی هم هست که اکنده از خاطره نباشد؟" این بخش از "لنگرگاهی‌درشنِ‌روان" انگار ریلکه میخواست ما را با مرگ اشتی دهد، چطور باید با مرگ اشتی کنیم؟ چطور در برابر مرگ صمیمانه رفتار کنم نه وحشت‌زده! فکر کنم فقط در صورتی که پسرک باشم و باور کنم بچه‌ها نمیمیرند و بعدتر سعی کنم و باور کنم ادمها نمیمیرند و مثلا میروند سیاره‌ی دیگر ان وقت بتوانم با مرگ اشتی کنم، وگرنه من را چه به اشتی با مرگ!
مامان سرزنشم میکند که دل‌ به‌ دلِ پسرک میدهم و از "سیاره‌ی‌فضا" سوال میپرسم. ولی فکر کنم اگر فقط چند روز دیگر اینترنت نداشته باشم، تبدیل به "دِری" بشوم! ادم فضاییِ نصف‌ مرد، نصف زن. تازه رئیس هم هستم!

۲۱ دی ۱۴۰۴

ـ ۱۷۲

سوگفضامرگ
۲
۰
فاطمه
فاطمه
واسئل خیالک: هل کان یعلم ان طریقک هذا طویل؟
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید