فاطمه اسماعیلی·۱۴ روز پیشروزهای جوانی، زیر ضد هوایی...فردا بیستونه ساله میشوم. از فردا تنها فقط یک سال فرصت دارم تا در دهه بیست سالگی زندگیام نفس بکشم، خودم را جوانی توصیف کنم که آینده پیش ر…
فاطمه اسماعیلی·۵ ماه پیشحقیقت را کجا یافتی؟ حقیقت را بر سر نیزه یافتم!مینویسم تا یادم نرود تا یادمان نرود که این روزهای سرد و آلوده دی ماه 1404 چقدر خونین و سیاه گذشت. روزهایی که مازوت و کثیفی هوا را تیره و م…
فاطمه اسماعیلی·۱۰ ماه پیشپناه بر کوهستاننفس نفس میزنی، آرام آرام قدم برمیداری و در قلبت آرزو میکنی که کاش این شیب لعنتی تمام شود و بتوانی کمی در مسیر صاف و هموار راه بروی. عضلا…
فاطمه اسماعیلی·۱۰ ماه پیشرنج را در آغوش بگیر و سپس بگذر...مادر بزرگ که فوت کرد، روز خاکسپاری پدرم داخل قبر رفت تا تلقین مادرش را خودش انجام دهد؛ آخرین خداحافظی در جایی تنگ و خاکی. زیر گرمای ظهر تاب…
فاطمه اسماعیلی·۱ سال پیشدوازدهمین روز از جنگ ایران و اسرائیل - سومین روزنگاریسومین روزنگاری از جنگ ایران و اسرائیل - تیر 1404 - روایت فاطمه اسماعیلی، دختری تهرانی، از روزهای جنگ
فاطمه اسماعیلی·۱ سال پیشیازدهمین روز از جنگ ایران و اسرائیل - دومین روزنگاریدومین روزنگاری از جنگ ایران و اسرائیل - روایت فاطمه اسماعیلی، دختر تهرانی، از روزهای جنگ
فاطمه اسماعیلی·۱ سال پیشهفتمین روز جنگ ایران و اسرائیل - نخستین روزنگاریاولین روزنگاری از جنگ ایران و اسرائیل - خرداد 1404 - روایت فاطمه اسماعیلی، دختری تهرانی، از روزهای آغازین جنگ
فاطمه اسماعیلی·۳ سال پیشبنشینم و صبر پیش گیرم، دنباله کار خویش گیرمنمیدونم دقیقا کی بود که توی ویرگول پروفایلم رو ساختم. دوست داشتم بعد از مدتها دوباره به طور متمرکز و برای دل خودم بنویسم اما باز هم رهاش ک…