ویرگول
ورودثبت نام
فاطمه سلمانی
فاطمه سلمانیمن مربی توسعه فردی و کسب و کار هستم و با بهره‌گیری از دانش مدیریت و کوچینگ، به افراد کمک می‌کنم با شناخت توانایی‌ها و هدف‌گذاری مؤثر، به رشد و موفقیت پایدار برسند.
فاطمه سلمانی
فاطمه سلمانی
خواندن ۳ دقیقه·۱۲ روز پیش

چرا مدیران موفق، همیشه خوشحال نیستند؟ یک حقیقت پنهان دردنیای کسب و کار

آیا تا به‌حال به چهره‌ی مدیرانِ به‌ظاهر موفق دقیق شده‌اید؟ همان‌هایی که لیست اهداف سالانه‌شان تیک خورده، سود شرکتشان صعودی است و در لینکدین به عنوان «رهبر نمونه» شناخته می‌شوند. شاید در نگاه اول زندگی آن‌ها ایده‌آل به نظر برسد، اما یک حقیقت پنهان در دنیای کسب‌وکار وجود دارد: موفقیتِ شغلی، لزوماً با خوشحالیِ درونی هم‌مسیر نیست.

در این یادداشت می‌خواهیم از زاویه‌ای متفاوت به دنیای مدیریت نگاه کنیم؛ جایی که اعداد و ارقام خوب هستند، اما حالِ دلِ مدیران نه.

۱. وقتی موفقیت با شادی اشتباه گرفته می‌شود

بسیاری از ما در تله‌ای به نام «شرطی‌سازی شادی» گیر افتاده‌ایم: «اگر به این رتبه برسم، خوشحال خواهم بود.» اما علم روان‌شناسی چیزی غیر از این را می‌گوید. موفقیت با خط‌کش‌های بیرونی (درآمد، ارتقا، قدرت) سنجیده می‌شود، در حالی که شادی یک تجربه کاملاً درونی و عاطفی است. تحقیقات نشان می‌دهند که مدیران به دلیل حجم بالای تصمیمات حیاتی، همیشه در وضعیت «بقاء» (Survival Mode) هستند؛ وضعیتی که در آن مغز فرصتی برای تجربه لذت و آرامش پیدا نمی‌کند.

۲. مدیران؛ تنها در قله

عبارت «تنهایی در قله» شعار نیست، یک واقعیت است. استرس ناشی از مسئولیتِ مستقیم زندگی کارمندان و سرنوشت سازمان، فشار روانی سنگینی ایجاد می‌کند. این فشار مداوم منجر به فرسودگی شغلی (Burnout) می‌شود؛ جایی که فرد حتی پس از رسیدن به بزرگ‌ترین دستاوردها، فقط احساس خستگی و تهی بودن می‌کند.

۳. تله‌ی «کار، کار و باز هم کار»

بسیاری از مدیران موفق در یک گرداب گیر می‌افتند: فدا کردن زندگی شخصی برای رشد حرفه‌ای. وقتی تمام هویت شما در «مدیر بودن» خلاصه شود، با کوچک‌ترین نوسان کاری، کل دنیای شما فرو می‌ریزد. تعادل میان زندگی و کار (Work-Life Balance) برای یک مدیر، یک انتخاب فانتزی نیست؛ یک ضرورت برای بقای روانی است.

چگونه می‌توان هم موفق بود و هم خوشحال؟

خبر خوب این است که شادی هم مثل مدیریت، یک مهارت است که می‌توان آن را آموخت. در اینجا دو ابزار کلیدی را بررسی می‌کنیم:

  • هوش هیجانی (EQ): مدیرانی که یاد می‌گیرند احساسات خود را شناسایی و مدیریت کنند، در طوفان‌های کاری کمتر آسیب می‌بینند. آن‌ها می‌دانند کِی باید بایستند و کِی فشار بیاورند.

  • روان‌شناسی مثبت‌گرا: برخلاف تصور، شادی مسیری است که به موفقیت ختم می‌شود، نه برعکس. وقتی حالِ شما خوب باشد، خلاق‌تر هستید، تیم‌تان را بهتر رهبری می‌کنید و تصمیمات دقیق‌تری می‌گیرید.

کوچینگ؛ کاتالیزوری برای تغییر

گاهی اوقات ما در میانه‌ی جنگل هستیم و نمی‌توانیم مسیر را ببینیم. اینجاست که یک کوچ (Coach) وارد می‌شود. کوچینگ به مدیر کمک می‌کند تا از نقش «ماشینِ تصمیم‌گیرنده» خارج شده و دوباره با بخشِ انسانی و اهداف اصیل زندگی‌اش پیوند بخورد.

حرف آخر: شما ارزشمندتر از چارت سازمانی‌تان هستید

فراموش نکنید که شرکت شما بدون شما به کارش ادامه خواهد داد، اما زندگی شما بدون «شادی» و «رضایت»، فقط یک دویدنِ بی‌امان روی تردمیل است. موفقیت واقعی یعنی داشتنِ دستاوردهای بزرگ در کنار قلبی آرام.

شما چطور؟ آیا تا به حال پیش آمده که به هدفی بزرگ در کارتان برسید اما بلافاصله احساس پوچی کنید؟ به نظر شما چه چیزی شادی را از مدیران می‌گیرد؟ در بخش نظرات با من گپ بزنید.


یک قدم برای تغییر: اگر احساس می‌کنید در مسیر موفقیت، خودتان را گم کرده‌اید و به دنبال بازگرداندن تعادل و شادی به زندگی‌تان هستید، من می‌توانم در این مسیر کنار شما باشم. برای رزرو یک جلسه کوچینگ و شروع تحولی که فراتر از محیط کار شماست، با من در ارتباط باشید.

زندگی شخصیفشار روانیمحیط کارمسیر موفقیتتكنیكهای كسب آرامش
۱
۰
فاطمه سلمانی
فاطمه سلمانی
من مربی توسعه فردی و کسب و کار هستم و با بهره‌گیری از دانش مدیریت و کوچینگ، به افراد کمک می‌کنم با شناخت توانایی‌ها و هدف‌گذاری مؤثر، به رشد و موفقیت پایدار برسند.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید