
سلام👋🏻
بعد از کنکور این اولین باریه که میام ویرگول ،اینبار برای نوشتن
میدونم شاید کمی دیر کرده باشم ولی باور کنید هنوز بعد از گذشت یک ماه (از کنکور تیر) هنوز نمیدونم چیکار باید بکنم و هنوز استرس کنکور همراه من هست منتها به شکلی دیگه .حالا استرس این رو دارم که با این تراز پایین و نتیجه ای که هر روز که به روز انتخاب رشته نزدیک تر میشیم من رو نا امید تر میکنه چه رشته ای میتونم قبول بشم که بند ِرهایی از پشت کنکور موندن و بلاتکلیفی باشه و در عین حال من رو به یک قفس نو نندازه و من رو دچار یک بی حاصلی دوباره نکنه ؟!
دولتی ، آزاد ، پیام نور ، فلان رشته ، فلان شهر ، سایتی که این مشاور میگه رو ببینم ، عددی که اون یکی میگه رو کامنت کنم تا توضیح بیشتری دریافت کنم و کمی آگاه بشم !!!
نمیدونم چکار کنم
تنها کاری که تا الان تونستم انجام بدم ورزش کردنه بلاخره تونستم ورزش رو به عنوان یک فعالیت بسیار مفید و هر روزه وارد زندگی و اون رو تبدیل به عادت کنم تا بلکه آرامش و سلامتی بیشتری رو داشته باشم
همه ی این مدتی که دبیرستان بودم درگیر نوسانی درس خوندن اما خوندن بودم درحالیکه هیچوقت از خودم راضی نبودم
منم خواب کافی نداشتم ، تفریح به حداقل رسیده بود ، ورزش اصلا نداشتن درحد هفته ای یک زنگ، اونم مدرسه ، سعی میکردم ویتامین ها رو سر وقت مصرف کنم ، قرص جوشان منیزیم برای خواب با کیفیت تر وووو کلی کار دیگه که بعنوان یک کنکوری باید انجام میدادم و بها میپرداختم فکر میکردم نتیجه بده نه خیلی خوب ولی چیزی بهتر از این ترازی که الان هست اما نه
حالا حس میکنم دارم نا امید میشم بله من، منی که همیشه ی خدا میگفتم نا امیدی بدترین حسیه که یه آدم معتقد به خدا میتونه داشته باشه. مگه میشه یک آدمی که کم و بیش خودش رو معتقد میدونه نا امید بشه ؟
حالا من فاطمه ای که دو کنکور اردیبهشت و تیر و امتحانات نهایی رو با استرس و اضطراب هر باره در هر جلسه از سر گذروندم دیدم بله که میشه .از خدا و مهربونیاش و نگاهش نه ولی از خودم نا امید شدم حالا میدونم که میشه منم نا امید بشم اونم آنقدر وسیع. میشه منم درعین خوشحال بودن بسیار زیادم برای دوستایی که کنکورشون رو خوب دادن و وضعیت معلوم و دلخواهشان رو دارن ( فرهنگیان) برای خودم هم ناراحت باشم
با وجود غم و شادی با وجود امید و ناامیدی سعی میکنم این نیمچه تابستون باقیمونده رو صرف خودم بکنم ،ورزشم رو ادامه بدم ، زبانم رو آروم آروم تقویت کنم، بیشتر و بیشتر خودم و بشناسم و مهم تر از همه سعی کنم به آرامش برسم و دختر تاب آور تر و صبور تری باشم و با حال و هوای بهتری به استقبال پاییز برم ( تابستون سخت تر بگذره ولی پاییز دلنشین تر باشه دختر راضی تریم🍁🍂🧘🏻♀️)
در نهایت میدونم که خدا حواسش هست هم به کم کاری هامون هم تلاش و پشتکارمون
به ناامیدی مون از خودمون و به امید مون به خودش که پناه همونه 🕊
این دوباره نوشتن هم باشه اولین قدم ِرسمی من برای دوباره زندگی کردن و یه کوچولو از درد دل گفتن
آخه من همیشه برام سخت بوده با کسی درد دل کنم هرچند که همیشه شنونده ی عزیزانم هستم اما خودم کمتر میگم
این تمرینیه برای اینکه منم آدما رو همدم و شنونده ی خودم کنم و یادبگیرم گاهی حسی به جز شادی رو باید به اشتراک گذاشت با اهلش 💌💭
📍شما بگید اوضاع احوال چطوره ؟
کنکوریا حال دلتون خوبه ؟ اگر میتونین درمورد نتیجه بگید برام بنویسین که بخونم 🌻
تنها