ویرگول
ورودثبت نام
آنه👒
آنه👒فاطمه محمدنژادم ،دانشجوی روانشناسی🧠👩🏻‍🎓 دوستدار رویا و خیال 🪄 عاشق نور و شیفته ی غروب 🌅 مجذوب ادبیاتِ کلاسیک ، موسیقی و شعر📜🕯
آنه👒
آنه👒
خواندن ۲ دقیقه·۱۹ روز پیش

دروغ‌های نفرت‌انگیز


می‌دانی دوست من؟
می‌خواهم راحت‌ترین راهِ بریدن هر بند و نخی که روح و دلِ ما را به هم وصل می‌کند، به تو بگویم.

شاید وقتی بفهمی چه چیزی می‌تواند باعث سقوط تو از محله‌ی اعیون‌نشینِ دلِ من شود، فکر کنی حرفم کلیشه‌ای‌ست.
شاید بگویی خط قرمزِ همه‌ی آدم‌ها همین است که من می‌گویم.

اما راستش را بخواهی، آن طلسمِ وحشتناک و بدبویی که حتی چهره‌ی زیبای تو را برای من نازیبا می‌کند، چیزی نیست که برای همه، به همان اندازه‌ای که برای من است، نفرت‌انگیز باشد.

شاید بخشی از این نفرت، به خاطرِ خودِ من باشد.
شاید که نه... احتمالا همین‌طور است.

ویژگی‌ای در من هست که چندان دوستش ندارم؛
ویژگی‌ای که مایه‌ی عذابِ من است: زودباوری.

این عذاب، گاهی احساساتی آزاردهنده را در من بیدار می‌کند.
گاهی قلبم از داشتنِ این ویژگی آن‌قدر فشرده می‌شود که برای چند ثانیه حس می‌کنم قطره‌قطره‌ی خونی که در تنم جریان دارد، به چشم‌هایم هجوم می‌آورد و سیلِ اشک پشتِ این سدِ نه‌چندان محکم جمع می‌شود.

دور از ذهن نیست که آدم‌ها، هر روز، میانِ مکالماتِ معمولیِ خودشان، دروغ‌های ریز و درشتی را به خوردِ یکدیگر بدهند.
اما برای من، این مسئله هیچ‌وقت عادی نشده است.

عادت نکردن به این موضوع باعث شده هر بار که بوی دروغ از جملاتِ اطرافیانم به مشامم می‌رسد، هم‌زمان هم انزجار را تجربه کنم و هم حماقت را.
حماقت از اینکه آن آدم و جمله‌های دروغینش را باور کرده بودم.

اما سخت‌ترین بخشِ ماجرا، یادآوریِ احساسات و کلماتِ صادقانه‌ی خودِ من است؛
وقتی در جوابِ حرف‌های یک آدمِ دروغگو، با واقعی‌ترین و امن‌ترین حالتِ خودم به گفت‌وگو نشسته‌ام.

بگویید...
بگویید درمانِ این دل‌شکستگی‌ها چیست؟

کاش می‌توانستم تصورِ خوب و صادق بودنِ نزدیک‌ترین آدم‌هایم را از ذهنم بیرون کنم.
کاش می‌توانستم یاد بگیرم همیشه چند درصد احتمالِ رو‌راست نبودنِ طرفِ مقابلم را بدهم.

کاش احتمال می‌دادم حتی وقتی آدمی می‌داند چقدر از دروغ و حسِ حماقتِ بعد از برملا شدنش بیزارم، باز هم ممکن است به من دروغ بگوید.

خلاصه، راحت‌ترین راه برای کشتنِ احساساتِ لطیف و واقعیِ من نسبت به نزدیک‌ترین و عزیزترین آدم‌ها، دروغ شنیدن از آن‌هاست.

راحت... نه برای من؛
برای سادگی و آسانیِ تولدِ تنفر.

تنفری که شاید کوتاه باشد ، شاید فقط چند ثانیه زنده بماند ...

اما همان چند ثانیه ،کافی ست تا چیزی درون ِمن ، دیگر شبیهِ قبل نشود.

حتی اگر این تنفر، فقط چند ثانیه زنده بمان

دروغتنفرقلبباوردوست
۲
۰
آنه👒
آنه👒
فاطمه محمدنژادم ،دانشجوی روانشناسی🧠👩🏻‍🎓 دوستدار رویا و خیال 🪄 عاشق نور و شیفته ی غروب 🌅 مجذوب ادبیاتِ کلاسیک ، موسیقی و شعر📜🕯
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید