ویرگول
ورودثبت نام
فِ_اَلف
فِ_اَلف
فِ_اَلف
فِ_اَلف
خواندن ۱ دقیقه·۱۲ روز پیش

قضای حاجت

به اشتباه فاحشی که کردم فکر میکنم و همزمان که از سرم دود بلند میشه قلبم از شدت ناامیدی دوتا یکی تالاپ تلوپ میکنه یعنی زیادی اروم شده، یعنی نفس‌هام شمرده شمرده میان و میرن، یعنی نمیدونم باید به کی غر بزنم، یعنی دستم به هیچ جا بند نیست، یعنی خودم تنهایی باید تاوان پس بدم، یعنی تنهایی باید باهاش مواجه بشم

میدونی، هیچی توی دنیا بدتر از این نیست که بدونی اشتباه کردی. هرجارو نگاه کنی چپ و راست میخوره زیر گوشت بد هم میخوره زیر گوشت اصلا یه جوری که قشنگ هوش از کله ات بپره. جدی میگم.

من همیشه جدی میگم. میدونی، من اصلا ادم شوخ طبعی نیستم. انقدر نیستم که اگه تلاش هم بکنم یه جوری تِرمال میشه که یارو برمیگرده صاف زل میزنه تو چشای بدرنگم و میگه: ریدی که..!

مثلا همین اخرین باری که رفتم جلوی اینه، طرف برگشت گفت از اینکه اینجوری اَنتر و مَنتر بقیه شدی، خودت عَن‌ت نمیگیره؟ راست می‌گفت داشت عَن‌م میگرفت. ولی آدم اگه نرینه چه جوری غذا بخوره. ادم باید برینه

اشتباهتنهایی
۰
۰
فِ_اَلف
فِ_اَلف
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید