Nastaran?·۵ سال پیشبرگشتم...اومدم ویرگول و خیلی اتفاقی پسورد و نوشتم و با کمال تعجب وارد شدم و اومدم پست «تورو خدا باهام حرف بزن» ام رو خوندم و نزدیکر بود خون بگریم!با…
Nastaran?·۷ سال پیشاولين تجربه بعنوان مربي تئاترهمون اولاي اومدنم به ويرگول بود که يهو زنگ زدن بهم که يکي از مدارس خيلي معروف و با پرستيژ اردبيل مربي تئاتر ميخواد و ما اسمت و داديم. بعد ب…
Nastaran?·۷ سال پیشاولين کار رسمي يه دختر ۲۶ سالهخب يادتونه که در باره مصاحبه م بهتون گفتم. روز دوشنبه نه و نيم صبح اولين کلاسم رو رفتم. وارد مدرسه که شدم بهم گفتن کلاس تئاتر توي زيرزمي...
Nastaran?·۷ سال پیشتو رو خدا باهام حرف بزن...رفتم براي مصاحبه. زنگ در مدرسه رو زدم با خودم گفتم تا ميان در و باز کنن من وقت دارم شلوارم حسابي بکشم بالا همينطور که از روي کاپشن سعي مي...
Nastaran?·۷ سال پیشميخوام برم مصاحبه?خب من برگشتم خيلي هم سرماخورده و فين فيني برگشتم. روز دوشنبه م رو هم با يه تماس خوب شروع کردم. بهم زنگ زدن و گفتن فردا مصاحبه دارم... اگه...
Nastaran?·۷ سال پیشويرگول بدون من ...تصميم داشتم اولين مطلبي که اينجا مي نويسم خيلي تخصصي و به درد بخور باشه در زمينه هنر و ادبيات اما نشد. تا بيست دقيقه ي ديگه طبق معمول جمعه ها (از سال گذشته)بايد راه بيفتم سوار اتوبوس شم و ساعت 8ونيم صبح برسم تهران يکراست برم دانشگاه سه تا کلاس رو پشت سر هم بشينم و خسته کوفته برم خونه ي خواهرم منتظرش باشم از سر کار برگرده و همينطور که دارم سعي ميکنم باهاش حرف بزنم...