ویرگول
ورودثبت نام
محمدرضا گلی احمد گورابی
محمدرضا گلی احمد گورابیمتولد ۱۳۴۶رشت /
محمدرضا گلی احمد گورابی
محمدرضا گلی احمد گورابی
خواندن ۱ دقیقه·۱۷ روز پیش

غزل«هکذا»

غزل هکذا غزلی عاشقانه و سرشار از قصه های ناگفته عاشق . محمدرضا گلی احمدگورابی

غزل«هکذا»محمدرضا گلی احمدگورابی
غزل«هکذا»محمدرضا گلی احمدگورابی

گرچه دلتنگ هزاران قصّه‌ و افسانه ام

با تو امشب در میان این غم رندانه ام

چون نسیمی بر تنم افتاد دستت، هکذا

سال‌ها درحسرت این لحظه‌ها ویرانه ام

چشم بگشا، تا ببینی در نگاهت گم شدم

من که عمری در پی روی تو چون دیوانه ام

لب به لب نزدیک‌تر شو، شب به کام ما رسد

می شود این بوسه هایت آب و نام و دانه ام

گرمی آغوش تو آرامشی دیگر دهد

من که از طوفان دنیا سال ها بی خانه ام

بوسه‌هایت می‌چکد چون شهد بر جان و دلم

تو شدی شمع سرایم من ولی پروانه ام

در کنار تو جهان رنگی دگر دارد ولی

کاش باشد خانه ات این سینه و این شانه ام

گرچه شب دیر است، اما در کنار تو چه زود

می‌رسد صبحی که تو باشی یکی یک دانه ام

گرچه تقدیر از ازل ما را به هم پیوسته است

با تو در دستان ساقی جهان پیمانه ام

عاشقانهعاشق
۸
۰
محمدرضا گلی احمد گورابی
محمدرضا گلی احمد گورابی
متولد ۱۳۴۶رشت /
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید