
نویسنده: هادی علیزاده
پژوهشگر مستقل تاریخ و باستانشناسی
در طول تاریخ، انسان همواره میان دو احساس متضاد گرفتار بوده است:
ترس از آینده و امید به بازگشت.
همین دو احساس ساده باعث شد که هزاران سال پیش ایدهٔ پنهان کردن اشیا در خاک شکل بگیرد؛ چیزی که امروز آن را دفینه مینامیم.
اما دفینه فقط یک دارایی پنهانشده نیست؛
دفینه چکیدهٔ فرهنگ، باورها، بیمها و آرزوهای انسانهای گذشته است.
هر شیء دفنی، چه یک قطعه سفال معمولی باشد و چه یک ظرف فلزی، بخشی از هویت و حافظهٔ یک قوم را در خود نگه میدارد.
در این متن، به شکل مفصلتر و عمیقتر، به ریشهها و حقیقت دفینه میپردازیم.
۱. ریشه و فلسفهٔ پنهان کردن اشیا
واقعیت این است که مردم گذشته برای سرگرمی یا رمزآلود کردن تاریخ، اشیا را زیر خاک نگذاشتند. هر دفینه معمولاً نتیجهٔ یک موقعیت اضطراری بوده:
الف) جنگهای ناگهانی و حملهٔ اقوام
در دورههایی که امنیت در لحظه از بین میرفت، مردم چارهای جز پنهان کردن اموال نداشتند.
اشیای ارزشمند در کوزهها، خمرهها، صندوقها یا کیسهها گذاشته میشد و زیر خاک پنهان میشد تا شاید روزی بازگردند.
اما بسیاری از آنها دیگر هرگز برنگشتند…
ب) کوچهای اجباری
در برخی دورهها، اقوام مجبور میشدند محل زندگی خود را ترک کنند. در این شرایط، حفظ وسایل سنگین یا قیمتی ممکن نبود و تنها امید، گذاشتن آنها در دل خاک بود.
ج) آیینهای روحانی و باورهای مقدس
در فرهنگ ایران و مناطق اطراف، دفن کردن اشیای خاص در کنار بزرگان، روحانیان و فرماندهان نوعی احترام بوده. این اشیا گنج نبودند؛
بلکه بخشی از باورهای مقدس مردم بودند.
د) سنت ذخیرهسازی و امانتگذاری
در نبود بانک، گاوصندوق یا سیستم نگهداری رسمی، خاک امنترین نقطه به شمار میرفت.
انسانِ گذشته با دانشِ اندک خود از آینده، بهترین اعتمادش را به زمین میکرد.
۲. دفینه در نگاه علمی؛ گنج نیست، سند است
باستانشناس به دفینه نگاه اقتصادی ندارد.
برای او، ارزش یک شیء در رازهایی است که آشکار میکند.
یک قطعه سفال میتواند بگوید:
●انسان ماقبل چه غذایی میخورده
●چه نوع خاک رس استفاده میکرده
●چگونه ابزار میساخته
●چه هنری داشته
●حتی از کجا مهاجرت کرده
به همین دلیل است که در حفاریهای علمی، گاهی یک تکه استخوان یا سرنیزه آهنی بیشتر از هر شیء طلایی اهمیت دارد.
دفینهها برای باستانشناسی چیزی هستند شبیه کتابهای خاموش؛
کتابهایی که بدون کلام، تاریخ را فریاد میزنند.
۳. نقش مهم روایتهای مردمی در شناخت دفینه
ایران سرزمین داستانهاست. هر روستا، هر کوه، هر دره و هر تپه یک افسانه دارد.
داستانهایی دربارهٔ:
●نشانههای عجیب روی سنگها
●دفن شدن ثروت یک خانواده
●میراث پنهانشدهٔ پادشاهان
●گنجهایی که به نفرین آغشتهاند
●سربازی که کلید خزانه را در سنگی مخفی کرده
این روایتها گرچه همیشه واقعی نیستند، اما برای پژوهشگر اهمیت فرهنگی دارند.
آنها به ما نشان میدهند که مردم چگونه گذشتهٔ خود را تصور کردهاند و چگونه ارزشها در ذهن جمعی باقی مانده است.
۴. دفینه واقعی با آنچه در ذهن مردم است تفاوت دارد
خیلیها تصور میکنند دفینه یعنی طلا.
در حالیکه درصد بسیار بسیار کمی از دفینهها شامل طلا یا نقره هستند.
بیشتر دفینهها شامل:
●سفالینهها
●ابزارهای آهنی
●سنگمهرها
●مجسمههای کوچک
●اشیای آیینی
●سکههای کمارزش
●پارچهها و زیورآلات معمولی هستند
این اشیا در واقع زندگی روزمرهٔ مردم عادی را نشان میدهند، نه ثروت افسانهای شاهان.
۵. چرا بعضی دفینهها سالم ماندهاند و بعضی نابود شدهاند؟
زمین دشمن و دوست است.
برخی اشیا زیر خاک:
●اکسید میشوند
●خرد میشوند
●فرسوده میشوند
●میپوسند
●حل میشوند (مثل آهن در رطوبت)
اما سفال و فلزات سخت دوام میآورند.
به همین دلیل است که بیشترین دفینههای سالم، سفالینهها و اشیای برنزیاند.
۶. دفینه و هویت ملی
هیچ کشوری، هیچ تمدنی، بدون میراث دفنی خود کامل نیست.
دفینهها:
هویت تاریخی یک ملت را نشان میدهند
الگوی تمدنی آن ملت را مشخص میکنند
مسیر تکامل انسان را شرح میدهند
و حلقهٔ اتصال گذشته به امروز هستند
بنابراین ارزش واقعی دفینه نه در پول، بلکه در دانش، فرهنگ و تاریخ نهفته است.
۷. دفینههای گمشده؛ میراثی که باید آن را شناخت، نه غارت کرد
در گذشته بخش زیادی از دفینهها بهخاطر حفاریهای غیرعلمی، جستجوی سودجویانه، یا تخریب زمین از بین رفت.
هر شیئی که بدون ثبت و مطالعه خارج شود، اطلاعاتش برای همیشه نابود میشود.
برای همین در جهان امروز، دفینه امانت فرهنگی ملتها محسوب میشود.
هادی علیزاده
پژوهشگر مستقل تاریخ و باستانشناسی
تمرکز بر تحلیل لایههای پنهان فرهنگ و تمدن ایران
استفاده از این متن تنها با ذکر نام نویسنده مجاز است.