ویرگول
ورودثبت نام
Mohsen ghorbani
Mohsen ghorbaniاسمم هادیه و سایکوسوماتیک یا همون درد روان‌تنی کار می‌کنم.
Mohsen ghorbani
Mohsen ghorbani
خواندن ۱ دقیقه·۱۷ روز پیش

من دارم تَه می‌گیرم، نجاتم بدین

موراکامی جمله زیبایی در باب رخدادهای ناگوار و غیرمترقبه زندگی دارد:

«اگر چشم‌هایت را باز کردی و خود را در یک کوره دیدی، نترس و سعی کن از آن پخته بیرون بیایی.»

  • حوالی نیمه شب 23 خرداد سال گذشته چشم‌هایمان را باز کردیم و جنگ دوازده روزه آغاز شد. اینترنت قطع شد. دوازده روز روح و روان‌مان لگدمال شد.

  • بار بعدی که چشم‌هایمان را باز کردیم، دی ماه سال گذشته بود. امتحان بزرگ‌تری را پاس کردیم. این بار 25 روز. به هر زحمتی که بود دوام آوردیم و سعی کردیم هر طور شده قامت‌مان را راست نگه داریم.

  • بار آخری هم که چشم‌هایمان را باز کردیم، ساعت نه و سی دقیقه نه اسفند سال گذشته بود. متاسفانه این امتحان هنوز ادامه دارد. 72 روز است که ادامه دارد. هر روز هم سخت‌تر می‌شود.

چگونه می‌توانیم از این کوره جان سالم به در برده و ته نگیریم؟

انسان همواره در حال از دست دادن انتخاب‌هایش است. هر روز که تعلل می‌کنیم بیشتر از دست می‌دهیم. دست خودمان هم نیست. چشم باز می‌کنیم و پی می‌بریم آن چه جهنم می‌پنداشتیم، در شرایط فعلی حکم بهشت را دارد. باری، در شرایطی که انتخاب‌های زیادی برایمان باقی نمانده چکار کنیم؟

تکلیف‌مان پیش پا افتاده اما ساده است؛ می‌بایست هر کاری که از دست‌مان برمی‌آید را انجام دهیم. حتی اگر این کار، جابجا کردن هر روزه یک گلدان از سویی به سوی دیگر اتاق باشد.

اگر جمله بالا آزارتان می‌دهد، حق دارید. ممکن است با خود بگویید چرا زندگی من به این رخدادها گره خورده؟ همه احساسی نظیر یکدیگر داریم. سارتر می‌گوید:

به یقین زمانه‌های بهتری هم برای زیستن وجود دارد، ولی زمانه فعلی زمانه ماست.

بله، به یقین انتخاب‌های بهتری هم وجود دارد اما جابجا کردن گلدان وظیفه فعلی ماست.

شما چه نظری در مورد زندگی در شرایط فعلی دارید؟

جنگجوانیفلسفه
۱۹
۴
Mohsen ghorbani
Mohsen ghorbani
اسمم هادیه و سایکوسوماتیک یا همون درد روان‌تنی کار می‌کنم.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید