ویرگول
ورودثبت نام
همه چیز و کمی بیشتر | حمید نقی‌زاده
همه چیز و کمی بیشتر | حمید نقی‌زادهمدیر محصول | ایده‌پرداز کسب‌وکار | نویسنده
همه چیز و کمی بیشتر | حمید نقی‌زاده
همه چیز و کمی بیشتر | حمید نقی‌زاده
خواندن ۲ دقیقه·۵ ماه پیش

بین دو نسخه: هنر مدیریت محصول در روزهای قبل از لانچ و بعد از آن

در فرآیند توسعه محصول، نقطه‌ای وجود دارد که مثل مرز میان دو جهان عمل می‌کند: «روز عرضه». پیش از آن، هر آنچه می‌سازیم پیش‌بینی و فرض است. پس از آن، با داده‌ها، رفتارهای واقعی کاربران و نوسانات بازار روبه‌رو می‌شویم. از این منظر، مدیریت محصول نه صرفاً یک نقش بلکه نوعی دوگانگی رفتاری است که مدیر محصول باید آن را درک کرده و آگاهانه میان این دو فاز، چرخش کند.

پیش از لانچ: قلمرو گمانه‌زنی‌های هوشمندانه

در دوره پیش از عرضه (pre-launch)، مدیر محصول بیش از هر چیز به‌مثابه یک نظریه‌پرداز عمل می‌کند. این مرحله، ترکیبی‌ست از شهود، تحلیل داده‌های اولیه، مصاحبه‌های کاربری، و مدل‌سازی ذهنی از نیازها و سناریوهای استفاده.

هرچند فرآیند «کشف محصول» (Product Discovery) ادبیاتی نسبتاً تثبیت‌شده دارد، اما آنچه در عمل رخ می‌دهد اغلب آمیزه‌ای است از «طراحی بر اساس فرضیه» و «اولویت‌دهی به ریسک‌های مجهول». مدیر محصول در این فاز بیشتر با مدل ذهنی «جهان ممکن» کار می‌کند، نه «جهان واقعی».

اینجا مهم نیست که پاسخ‌ها را دقیق بداند، بلکه مهم‌تر آن است که سوالات درستی طرح کند.

پس از لانچ: واقع‌گرایی در میدان داده

با لانچ، واقعیت وارد صحنه می‌شود. گزارش‌های واقعی از رفتار کاربر، نرخ حفظ (retention)، تعامل (engagement) و شکایات یا بازخوردها، مانند داده‌هایی از یک جهان تازه هستند که پیش‌تر تنها در حد پیش‌بینی وجود داشتند.

در این فاز، مدیر محصول به یک تحلیل‌گر میدان واقعی تبدیل می‌شود. رویکردهای تجربی (A/B Testing)، بهینه‌سازی تدریجی و تحلیل‌های رفتاری جای مدل‌سازی‌های مفهومی را می‌گیرند. از منظر فلسفی، اگر پیش از لانچ با پارادایم استقرایی و شهودی پیش می‌رفت، اکنون باید با قیاس و تفسیر داده‌های تجربی هدایت شود.

به تعبیر یکی از جملات راهنمای محصول‌نویسی در دنیای استارتاپ‌ها:

«اگر در فاز اول قمار می‌کنی، در فاز دوم باید حسابگر باشی.»

مهارت جابجایی: نرمی ذهن میان دو جهان

مسئله این نیست که کدام فاز اهمیت بیشتری دارد؛ بلکه نکته کلیدی آن است که مدیر محصول باید توانایی زیستن در هر دو جهان را داشته باشد. یکی از چالش‌های رایج در تیم‌های نوآور آن است که مدیران محصول در یکی از این دو فاز گیر می‌کنند. برخی در طراحی و کشف باقی می‌مانند و برخی دیگر تنها در بهینه‌سازی و اجرای داده‌محور غرق می‌شوند.

اما هنر اصلی، در تغییر شکل دادن است: همان‌گونه که یک معمار پس از طراحی، باید از نزدیک روند ساخت را دنبال کند، مدیر محصول نیز باید هم رویاپرداز باشد و هم واقع‌بین.

حرف آخر

در میان دو نسخه—یکی محصولی که می‌خواستیم بسازیم و دیگری چیزی که بازار به آن واکنش نشان می‌دهد—مدیریت محصول، نوعی تعامل فلسفی با «احتمال» است. اگر این نقش را صرفاً وظیفه‌ای اجرایی ببینیم، نه تنها از عمقش کاسته‌ایم بلکه ناکامی در یکی از فازها، مسیر کل تیم را به چالش می‌کشد.

به همین دلیل، مدیر محصول موفق، نه صرفاً تصمیم‌گیرنده بلکه «متعادل‌کننده دو جهان» است: جهان فرض و جهان واقع. هنر او در همین تعادل پنهان است.

مدیریت محصول
۳
۱
همه چیز و کمی بیشتر | حمید نقی‌زاده
همه چیز و کمی بیشتر | حمید نقی‌زاده
مدیر محصول | ایده‌پرداز کسب‌وکار | نویسنده
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید