هرم وارونه‌ی مازلو: داستان سیاست‌گذاری عمومی در ایران

ابتدا به طور مختصر هرم نیازهای مازلو را شرح می‌دهم و بیان می‌کنم چرا سیاست‌گذاری عمومی در ایران سروته است.

این مطلب برداشت شخصی از شرایط اجتماعی ایران است.

هرم نیازهای مازلو ابزار شناخته شده‌ای برای بررسی و اولویت‌بندی نیازهای انسانی است. در این هرم نیازهای جسمانی چون هوا، آب، پوشاک، سرپناه، تغذیه و دفع (دستشویی) در مرحله اول قرار دارند و نیازمند بیشترین توجه. برای بعضی نیاز به وای فای هم یک نیاز ابتدایی برای ادامه حیات حساب ‌می‌شود.

در مرحله دوم امنیت و ایمنی از جمیع جهات مورد نظر است، این که کسی چه جسمی چه روحی به ما حمله نمی‌کند و مورد احترام هستیم، امنیت شغلی، امنیت اخلاقی، امنیت منابع، این که مدام نگران از بین رفتن فرصت‌ها و پس‌اندازها باشیم، سلامتی خود و اطرافیان و امنیت ملکی. یعنی از طرف شهرداری یا هرجای دیگری محل سکونت مورد تهدید قرار نگیرد.

پس از تامین نیازهای جسمانی و امنیت، ارتباطات اجتماعی و شخصی مطرح می‌شوند. هر انسانی نیاز دارد طیفی از ارتباطات رسمی تا صمیمی را داشته باشد تا ذهنش آرام گیرد.

هرم نیازهای مازلو
هرم نیازهای مازلو

با برآوردن نسبی نیازهای ابتدایی و اجتماعی، به نیازهای روحی روانی و شخصی می‌رسیم. این حیطه در مورد موضوعاتی مانند احساس به خود، تفکرات، ارزش‌ها و باورهاست که تحت عنوان عزت نفس توصیف شده است.

راس هرم به تحقق خود اختصاص یافته است. این که یک فرد چه میزان از زندگی آرامش و رضایت دریافت کرده و چه میزان خواسته‌ها و استعدادهایش را توانسته محقق کند، در این قسمت می‌آید.

هرم مازلو نقاط ضعفی هم دارد؛ این که مثلا چطور می‌شود انسانی نیازمند غذایش را به دیگری می‌بخشد یا کسی که نیازهای اولیه‌اش برطرف نشده خودش را وقف علم و یادگیری می‌کند؛ این‌ها با سلسله مراتب این هرم سازگار نیست. با این وجود این هرم تصویری کلی از نیازهای جامعه را بدست می‌دهد.

اگر این هرم را با سیاست‌گذاری عمومی در ایران مقایسه کنیم، این نکته به چشم می‌آید که سیاست‌گذاری عمومی و تمرکز فعالیت‌ها عمدتا بر موضوعات بالایی بوده تا موضوعات سطح پائین‌تر.

در کشور این انگاره وجود دارد که فرد با کسب مدارج روحی اخلاقی به کمال می‌رسد و رشد خوب در گرو کسب معارف و فضایل اخلاقی است. نگاهی موعظه‌وار در تریبون‌های رسمی کشور انسان‌ها را به خوب بودن و اخلاقی زندگی کردن تشویق می‌کند. کودکان از همان سال‌های ابتدای پندهای اخلاقی و اصول زندگی درست را می‌آموزند.

در ایران تاکید بر خوب زندگی کردن بیشتر از انسانی زندگی کردن است.

قطعا اخلاقی زندگی کردن بخش جدی زندگی ما را تشکیل می‌دهد اما قبل از آن بهتر است به نیازهای پایه توجه شود. سال‌هاست که مردمان بخش‌هایی مهمی از کشور از نعمت هوای پاک، آب سالم یا تغذیه مناسب بهره‌مند نیستند. محیط زیست و سلامت ما ایرانی‌ها در معرض تهدید جدی است. فقط به دو خبر تکان‌دهنده زیر توجه کنید:

٥٠‌ میلیون ایرانی تا ٢٥‌ سال دیگر باید مهاجرت کنند. (عیسی کلانتری، معاون سازمان محیط زیست ایران)
فرونشست زمین در ایران ۱۴۰ برابر حد بحران (به نقل از ایرنا)
۱۲ هزار کودک در خوزستان به مدرسه نمی‌روند؛ برخی از کودکان فقط به خاطر نداشتن کفش به مدرسه نمی‌روند (روزنامه جمهوری اسلامی)
یک میلیون کودک فاقد هویت در ایران زندگی می‌کنند. (طیبه سیاوشی، نماینده مجلس)

پیشتر در مورد برداشت کاریکاتوری از دین نوشته بودم. این که اولویت موضوعات را رعایت نمی‌کنیم. در اینجا احساسم را نسبت به سیاست‌گذاری عمومی بیان کردم. به نظرم ما در ایران هرم نیازها را وارونه زندگی می‌کنیم. ضروری است دوباره انسان را بشناسیم و به جای بهشت، بر نیازهای این جهانی‌اش بیشتر تاکید کنیم.



مطالب مرتبط: