ویرگول
ورودثبت نام
مائده حوایی
مائده حوایینویسندهٔ تمام‌وقت | نوشتن برای من سفر به درون و کشف خودم است.
مائده حوایی
مائده حوایی
خواندن ۳ دقیقه·۲۴ روز پیش

بهترین کادوی تولد| ذهن آگاهی در طبیعت

چند وقتی بود که برنامه داشتم به مناسبت زادروز ۴۴ سالگی‌ام در اردیبهشت امسال، به مکانی آرام در طبیعت بروم و در سکوت و خلوت با خودم بگذرانم تا دریابم واقعا می‌خواهم در سال جدید زندگی‌ام که پیش رویم هست، چطور بودنی داشته باشم و این زندگی را واقعا چطور می‌خواهم زیست کنم.

این سوال عمیقی است که به نظرم تنها در لحظه حال و در سکوت می‌شود به پاسخش رسید. خوشبختانه جهان هستی با من همراهی کرد و این اتفاق به زیباترین شکل برایم ممکن شد. اقامتی یک روزه در روستایی اطراف شهر که طبیعت زیبایش به من آرامش عمیقی بخشید. از دل این آرامش، چیزهای بسیاری را از درون خودم بیرون کشیدم و به کشف‌های تازه‌ای دست یافتم.

تمام روز از طلوع تا غروب آفتاب را در سکوت گذراندم و مشغول تماشای درختان سربه آسمان کشیده، گله گوسفندان و چوپانشان که موهای ژولیده و چوبدستی بلندش توجهم را جلب کرد، آسمان آبی تمیز با لکه‌های سفید ابر، آب جاری شده در اطراف مزارع و سایه برگ درختان روی خاک وقتی در باد می‌رقصیدند، بودم. صدای زنگوله گوسفندان مدت زیادی در گوشم می‌پیچید و روحم را نوازش می‌کرد. مانند صدای آب که از فواره وسط حیاط به‌طور مدام می‌شنیدم. در طول این روز چیزی جز آب و مایعات نخوردم و همین کار به من سبکی فوق‌العاده‌ای بخشید تا ژرف‌تر بتوانم به درونم سفر کنم و با احساسات و افکار عمیقی که دسترسی به آنها همیشه راحت نیست، روبه‌رو شوم. این رویارویی برایم موهبت‌های زیادی به ارمغان آورد.

هر جا به درختی می‌رسیدم که سایه گسترده‌ای داشت، زیرش می‌نشستم و قدری می‌نوشتم. گاهی کتاب خواندن و گاهی چند حرکت ورزشی انجام دادم. همه این کارها را در حضور کامل در لحظه انجام می‌دادم. چیزی نبود که مرا از این لحظه به گذشته و آینده پرتاب کند. هر وقت هم افکاری به سراغم می‌آمد آنها را می‌نوشتم.

این فرایند پاکسازی را تا شب ادامه دادم و حاصل آن پاسخ‌های شفاف به پرسش‌هایی بود که از خودم داشتم. دریافتم که سکوت و تماشای صرف تا چه حد توانست کمکم کند تا از نو به زندگی خودم نگاه کنم. دوباره رویاها و استعدادهای خودم را ببینم و دوباره از نو انتخاب کنم. این واقعا رویای من است؟ واقعا می‌خواهم روی این استعدادم تمرکز کنم؟ واقعا می‌خواهم آن کار را انجام بدهم؟

به راستی که زندگی شهری، فرصت سکوت و نوشتن و مطالعه عمیق را از ما ربوده. یادمان رفته که زندگی همین حالا و همین لحظه است و مقصدی برای رسیدن وجود ندارد. اگر این را به یاد بیاوریم، دست از زندگی باشتاب و همیشه در حال دویدن خواهیم کشید و تمام قطره‌‌های زندگی را مزه مزه خواهیم کرد.

در همین راستا مایلم کتاب در ستایش اتلاف وقت را به شما پیشنهاد بدهم که چندی پیش خواندم و به قدری در ذهن و روح من رسوخ کرده که زیربنای برنامه پیاده‌روی‌های سکوت هفتگی‌ام شد و همین کتاب بود که سکوت و آهستگی را به زندگی من آورد. نویسنده‌اش آلن لایتمن است. یک کتاب کوچک است که می‌شود یک دفعه تمامش را سر کشید. امیدوارم از خواندنش لذت کافی ببرید.

از شنیدن تجربه‌های شما از سکوت و آهستگی خوشحال می‌شوم. همچنین اگر این نوشته‌ام را دوست داشتید، ممنون می‌شوم لایک کنید و برای دوستانتان هم بفرستید. سپاس از همراهی شما.

اتلاف وقتکتاب خواندنسکوتزندگیعادت به نوشتن
۹
۰
مائده حوایی
مائده حوایی
نویسندهٔ تمام‌وقت | نوشتن برای من سفر به درون و کشف خودم است.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید