خیلی وقتها تو زندگیمون با موقعیتهایی مواجه میشیم که یهجورایی بین دوراهی قرار میگیریم و مجبوریم بین دوتا گزینه که یکیشون رو ترجیح نمیدیم و دیگری علاقهمونه. حالا چیکار باید بکنیم؟
بیاید ببینیم اصلاٌ چی باعث میشه چیزی که ترجیحمون نیست جزو گزینههامون میشه. همهمون دوست داریم کارای باب میلمون رو انجام بدیم، کی میاد کاری رو بکنه که نمیخواد؟ D: ولی خیلی وقتها مجبوریم، نفعش برامون بیشتره،کاریه که همه میکنن و از شبیه بقیه نبودن میترسیم، به خاطر یکی دیگه انجامش میدیم یا هردلیل دیگهای که باعث میشه زور کاری که ترجیحش نمیدیم از زور علاقهمون بیشتر بشه.
برای اینکه یه قدم خودمون رو به تصمیمگیری نزدیکتر کنیم، باید خیلی ساده به مسئله نگاه کنیم. ذهن ما معمولاً خیلی به چالشهای ساده پر و بال میده و این یکی از دلایل اصلیایه که نمیتونیم تصمیم بگیریم. نوشتن و فکر کردن رو کاغذ خیلی میتونه کمک کنه.

به عنوان چندتا اقدام ساده میتونین با یه مشورت کنید، جدول مزایا و معایب هر تصمیم رو بکشین، ببینین اگه الگویی دارین اون تو این موقعیت چه تصمیمی میگرفت و کلی کار دیگه که خودتون هم بلدین.
ولی از یه دید دیگه بهش نگاه کنین، به نظرم همون اول که به یه دوراهی میخوریم، گوشهی ذهنمون میدونیم کدومو در نهایت انتخاب میکنیم و هرکاری در ادامهاش میکنیم فقط برای اینه که مطمئن بشیم. حالا فکر کنین زندگیتون یه داستانه، داستانی که تو آینده میخونیدش و ببینید دوست دارین اونموقع چه تصمیمی مسیر داستان رو تغییر بده؟ اون گزینهایه که در نهایت انتخاب میکنید.
حواستون باشه که توی داستانتون پاراگرافی نباشه که به خاطرش حسرت بخورین. از اهمیت علاقهتون آگاه باشین. همچنین از ابعاد کاری که ترجیحش نمیدید اما انتخابش کردید.
آخرین باری که بین دو راهی قرار گرفته بودم زمانی بود که بین مترجمی و ترجمهادبی که علاقم بود و جدی دنبالش میکردم و کنکور که ترجیحش نمیدادم، کنکور رو انتخاب کردم. دوست داشتم داستان رو اینطوری بنویسم و به نظرم ترجمه میتونست صبر کنه. تا ببینیم چی پیش میاد (;

شماهم تجربه ها و نظراتتون رو در مورد امر مهمممم تصمیمگیری بگین