ویرگول
ورودثبت نام
حدیثه سادات حسینی
حدیثه سادات حسینیمن حدیثه سادات حسینی هستم، عاشق قهوه و بهترین دوستم کتاب! به زبان فارسی و انگلیسی مینویسم. کانال تلگرامم: https://t.me/HadisehWrites
حدیثه سادات حسینی
حدیثه سادات حسینی
خواندن ۲ دقیقه·۱۱ روز پیش

اگر هنوز درحال "تحمل کردن" هستی، در دام افتاده‌ای

چیزی که واقعاً خطرناک است، «تاب‌آوریِ معمولی» نیست – تاب‌آوری را من مثبت می‌دانم. اما لازم است پدیده‌ای به نام Endurism حرف بزنم؛ چیزی که می‌شود ترجمه‌اش کرد «تاب‌آوری بیمارگونه» یا «پایداری از روی اجبار». اندورسیم یعنی من آنقدر به تحمل درد و شرایط سخت عادت کرده‌ام که دیگر حتی به این فکر نمی‌کنم شاید راهی برای خروج وجود داشته باشد. این دیگر یک فضیلت نیست؛ تبدیل می‌شود به دامی که مانع از هرگونه تغییر اصیل و واقعی در زندگی‌ام می‌شود. در این حالت، من به جای اینکه به سمت آنچه نیاز دارم حرکت کنم، فقط توانایی‌ام را در «تحمل‌کردن» تقویت می‌کنم – بدون اینکه هیچ وقت از منطقهٔ رنج خارج شوم.


🧱 دام عادی‌سازی رنج

جامعهٔ ما رنج را با جملاتی مثل «نابرده رنج، گنج میسر نمی‌شود» یا «چاره‌ای جز این نیست» مقدس جلوه می‌دهد. از این زاویه، من گاهی می‌بینم که همین توانایی‌ام برای «تاب آوردن» دقیقاً همان چیزی است که مرا در وضعیت نامناسب نگه داشته و از ساختن زندگی‌ای که واقعاً می‌خواهم بازمی‌دارد.

🎭 خطرات پنهان مکانیسم‌های مقابله‌ای

مکانیسم‌هایی مثل نادیده گرفتن احساس، مثبت‌اندیشی افراطی، یا پناه بردن به معنویات، اگرچه ظاهراً بی‌آزارند، اما درونِ من به ابزارهای انکار تبدیل می‌شوند:

· انکار و مثبت‌اندیشی سمی

وقتی خودم را مجبور به خوش‌بینی اجباری می‌کنم، راه پردازش هیجانیِ واقعی را می‌بندم و احساس حقیقی‌ام را نفی می‌کنم. این کار باعث می‌شود واقعاً التیام پیدا نکنم.

· گریز معنوی

گاهی از باورهای معنوی قالبی (مثل «هر اتفاقی به صلاح من است») استفاده می‌کنم تا دردم را خنثی کنم، در حالی که این کار حقیقتی را که باید با آن روبه‌رو شوم انکار می‌کند، نه اینکه آن را بپذیرم.

· سرکوب عاطفی

فشاری که جامعه برای «مدیریت» یا «تنظیم» احساساتم به من وارد می‌کند، اغلب مرا به سمت سرکوب عواطفم سوق می‌دهد. این کار جنگ داخلی در وجودم راه می‌اندازد.

· خودرها کردن (Self-Abandonment)

شاید مخرب‌ترین الگو برای من، رها کردن بخش‌هایی از خودم باشد؛ یعنی فدا کردن نیازها و اصالتم فقط برای اینکه یک رابطه یا موقعیتی حفظ شود.

· به خودم دروغ گفتن

گاهی چارچوب‌های ذهنی مثل «تفسیر دوباره‌ی وقایع» را به ابزاری تبدیل می‌کنم که خودم را قانع کنم آنچه رخ می‌دهد در واقع رخ نمی‌دهد. به این می‌گوییم «به خودت گاز گرفتن» (خود‐گاز‌زدگی).

🌊 پردازش کن، نه سرکوب

احساسات مثل خاک‌مُرد (شن‌های روان) هستند. اگر با آن‌ها بجنگی، غرق می‌شوی؛ اما اگر رها کنی و آرام بگیری، شناور می‌مانی.

به جای تاب آوردن یا فرار کردن، باید احساساتم را کاملاً حس کنم و بگذارم آن‌ها به من بگویند کدام نیازم برآورده نشده. از نظر من (برگرفته از دیدگاه تیل سوان، راه این است که رنج را به توانمندی اصیل تبدیل کنم؛ از طریق آگاهی رادیکال از خودم و اقدامِ همسو با نیازهای واقعی‌ام، نه صرفاً مدیریت دردی که در حال تحملش هستم.

انکاردروغدردروانشناسیتفکر انتقادی
۴۴
۱۵
حدیثه سادات حسینی
حدیثه سادات حسینی
من حدیثه سادات حسینی هستم، عاشق قهوه و بهترین دوستم کتاب! به زبان فارسی و انگلیسی مینویسم. کانال تلگرامم: https://t.me/HadisehWrites
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید