
میدانی، میخواستم بنویسم، ولی چیزی جز همین چند خطِ بهدردنخور به ذهنم نیامد.
آیا میتوان خاطرات خوب و بد گذشته را روی کاغذ، یا در فایل ورد، یا در نوتِ گوشی نوشت؟ آیا احساس و درونیات را میشود روی کاغذ تمام و کمال آورد؟ آیا میتوان واقعاً گذشته را به خاک سپرد؛ مثل عزیزی که جنازهاش را به خاک میسپاری و کمکم فراموشش میکنی؟
آیا گذشته را میتوان همچون مردهای خاک کرد؟ آیا میتوان خاطرات بدت را چون جرعهای آب، بدون اینکه گلویت را بفشارد، پایین داد؟
آیا گذشته را میتوان چون زبالهای در سطل آشغال انداخت تا شهرداری جمعآوریاش کند؟ یا نه، گذشته دورریزِ سطلِ زبالهی ذهن نیست؛ همهاش لمس میشود و توسط ذهن و درون خورده میشود؟
نمیدانم دارم چه مینویسم، ولی میگویند حسرتِ زمانِ رفته و چیزهای نداشته و کارهای نکرده را نخور. اما وقتی امروزت را هم میبینی، چیزی جز همان گذشتهی رفته نیست؛ تازه آن گذشتهای که همهاش هم دستپختِ تو نیست.
ولی باز هم بهترین کار، کمتر حسرت خوردن است؛ چون تو محکومی که آن را بهعنوان واقعیت بپذیری.