ویرگول
ورودثبت نام
حسین تقوایی دل نویسی تنها از پشت کوه
حسین تقوایی دل نویسی تنها از پشت کوهباوردارم هر چه می بینیم و ازکنارش می گذریم می تواند بهانه نوشتن باشد بی تفاوت از کنار هیچ صحنه ای نباید گذشت چه زیباست که با نوشتن ماندگارش کنیم
حسین تقوایی دل نویسی تنها از پشت کوه
حسین تقوایی دل نویسی تنها از پشت کوه
خواندن ۱ دقیقه·۶ ماه پیش

عشق علیه السلام بنفسی انت والسلام نامه تمام

نمی‌دانم چه بنویسم. مات و مبهوتم. هرچه می‌نویسم، حق مطلب ادا نمی‌شود. نه اینکه قحطی واژه باشد؛ برعکس، واژه‌ها زیادند و من در آنها گم شده‌ام.

این عشق، از آن عشق‌های کوچه‌بازاری نیست. عشق علیه‌السلام است؛ پاک، معصوم، زلال، بدون هیچ لکه‌ای، حتی خاکستری. وقتی می‌خواهم این عشق را تعریف کنم، واژه‌های دم‌دستی کفاف نمی‌دهند.

سامرا… اگرچه شاید برای بعضی‌ها شهر خوبی نباشد، ولی خانه‌ی امید من است. جایی که عشقم آنجاست. آری، عشق علیه‌السلام، ولی نه در یک منطقه‌ی جغرافیایی مشخص. سامرا نه اینکه در دل من باشداصلا خود دل من است.

حرم عسکرین یعنی جایی که دلم در آن دائم زندگی می‌کند؛ نه هرجایی که هستم. هرجا که نشسته‌ام، هرجا که رفته‌ام، سامراست. باقی جاها غیر حرم عشق علیه‌السلام برای من بی مفهوم وپوچ است

دست‌هایم توان نوشتن ندارند، ذهنم توان فکر کردن ندارد. دارم همین‌طور چیزی می‌نویسم…

خواهش می کنم، بس است. هیچ نمی‌توانم بگویم. نامه عاشقانه نمی‌خواهم به عشق علیه السلام بنویسم، و اصلاً من کجا و عشق علیه‌السلام کجا…

مرا با عشق آشنا کردی به زیباترین شکلش صداکردی

مرا غرق بوسه دعا کردی به مستی مدام مبتلاکردی

ازاین بی کسی جدا کردی دل تنگ مرا سامرا کردی

هیچ نگویم بهتر است.

فقط یک کلام، خلاصه‌ی همه‌ی حرف‌هایم:

عشق علیه‌السلام

بنفسی انت و السلام

نامه تمام

.

.

عشقسامرا
۱۱
۳
حسین تقوایی دل نویسی تنها از پشت کوه
حسین تقوایی دل نویسی تنها از پشت کوه
باوردارم هر چه می بینیم و ازکنارش می گذریم می تواند بهانه نوشتن باشد بی تفاوت از کنار هیچ صحنه ای نباید گذشت چه زیباست که با نوشتن ماندگارش کنیم
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید