ویرگول
ورودثبت نام
حسین تقوایی دل نویسی تنها از پشت کوه
حسین تقوایی دل نویسی تنها از پشت کوهباوردارم هر چه می بینیم و ازکنارش می گذریم می تواند بهانه نوشتن باشد بی تفاوت از کنار هیچ صحنه ای نباید گذشت چه زیباست که با نوشتن ماندگارش کنیم
حسین تقوایی دل نویسی تنها از پشت کوه
حسین تقوایی دل نویسی تنها از پشت کوه
خواندن ۱ دقیقه·۱ روز پیش

فعلا فقط در حال چرک نویسی ام.

کاش بتوان کمی نوشت،

ولی انگار خودکارم جوهری ندارد،

یا دارد ولی دستم توان نوشتن ندارد،

و یا مغزم دستور نوشتن نمی‌دهد،

یا نه، دلم شوق نوشتن ندارد.

در بی‌اشتیاق‌ترین دقایق این هفت ماه اخیر برای نوشتن، گفتم چند کلمه‌ای فی‌البداهه بنویسم، شاید شوقی پیدا شود.

این بی‌سروته‌ترین جملات به من یادآوری کرد شوق‌های آدمی گاهی چنان فروکش می‌کنند که انگار نبوده‌اند؛

انگار همه‌چیز در این دنیا هستند که روزی نباشند.

انگار می‌نویسیم تا روزی دیگر ننویسیم.

پرت‌وپلا می‌گویم؛

انگار که همه‌چیز برای این وجود دارد که روزی در این دنیا نباشد.

تمام اوج‌ها روزی به افول تبدیل می‌شوند.

گهگاهی سوز و گدازها زنده‌اند و غلیان می‌کنند، تا روزی دیگر سردی جایش را بگیرد.

انگار واژه‌ها هم روزی به میدان آمده‌اند تا در روزِ بی‌کلمه بودن، ما را یاد روزهای خوبِ نقاشی با کلمات بیندازند.

هرچه هست، این چرک‌نویس من در روز جمعه ۱۷ بهمن ۱۴۰۴ است.

شاید بی‌ارزش باشد، ولی تمام آنچه از دستم برای نوشتن برمی‌آید این است؛

حداقل کمی حروف الفبا کنار هم بگذارم تا دلم خوش باشد.

چند خط نوشتم.

پی‌نوشت:

آنچه در چند پست اخیر منتشر کرده‌ام، اکثراً از نوشته‌های کانالم در ایتا و تلگرام بود که داشت خاک می‌خورد؛

غیر از پست‌های انتقادیِ سیاسی.

وگرنه ذهن برای نوشتن، دچار کم‌بارشیِ کلمات از آسمانِ مغز شده است.

نوشتن
۱۸
۹
حسین تقوایی دل نویسی تنها از پشت کوه
حسین تقوایی دل نویسی تنها از پشت کوه
باوردارم هر چه می بینیم و ازکنارش می گذریم می تواند بهانه نوشتن باشد بی تفاوت از کنار هیچ صحنه ای نباید گذشت چه زیباست که با نوشتن ماندگارش کنیم
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید