ویرگول
ورودثبت نام
حسین تقوایی دل نویسی تنها از پشت کوه
حسین تقوایی دل نویسی تنها از پشت کوهباوردارم هر چه می بینیم و ازکنارش می گذریم می تواند بهانه نوشتن باشد بی تفاوت از کنار هیچ صحنه ای نباید گذشت چه زیباست که با نوشتن ماندگارش کنیم
حسین تقوایی دل نویسی تنها از پشت کوه
حسین تقوایی دل نویسی تنها از پشت کوه
خواندن ۳ دقیقه·۱۲ روز پیش

چند خط پراکنده در روز آخر پاییز

خدا را شکر که برف وباران در روزهای آخر پاییز کمی زندگی به سدها و رود خانه های کشورمان بخشید.

چند روزی برف در اینجا هم بارید؛

اما هرچه بود، یا مقدارش زیاد نبود، یا زمین خشک، تشنه و گرم بود و برف چندانی روی زمین ننشست.

با این حال، خدا را شکر؛ در کوه‌های بالا برفِ خوبی بارید. البته همین مقدار برفِ اینجا هم، هم برای تشنه نماندن گندم و جویی که مردم کاشته‌اند مفید بود، و هم برای نم‌دار شدن زمین، بسیار عالی و به‌موقع بود.

خداوند را بی‌نهایت شکر که پاییز خشک و خالی و بی‌برکت خداحافظی نکرد.

شب یلدا

مشکلات اقتصادی در جامعه بیداد می کند؛ اما فامیلی که شاید به دلیل مشغله‌های شغلی، یا حتی به این دلیل که امروزه بسیاری از مردم در اوقات بیکاری هم سرگرم فضای مجازی هستند، دیگر آن نیاز سابق به هم‌نشینی را حس نمی‌کنند.

چه خوب است حداقل گاهی، شبی را کنار هم جمع شوند؛ آن هم به شکلی که فشار به هیچ‌کدام از طرف‌ها، به‌خصوص صاحب‌خانه‌ها ــ که معمولاً پدرها و مادرها یا پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها هستند ــ وارد نشود. مثلاً هرکدام بخشی از پذیرایی شب یلدا را بر عهده بگیرند.

همان‌طور که یکی از دوستان در کامنتی درباره خانواده‌شان گفته بود: ما در خانه پدربزرگ جمع می‌شویم؛ هرکدام‌مان یک خوراکی می‌آوریم؛ یکی کیک، یکی ژله، یکی میوه و یکی هم آجیل. با هم میل می‌کنیم و شب را به‌خوبی کنار هم می‌گذرانیم.

چنین رسمی را رودباری‌ها در گیلان هم داشتند. پدرم تعریف می‌کرد وقتی به‌دلیل مأموریت کاری مدتی در رودبار بوده، مردم در ماه رمضان هرکدام افطاری‌ای را که قرار بود در خانه بخورند، به مسجد می‌آوردند و با خوبی و خوشی کنار هم می‌خوردند. نه کسی به زحمت زیادی می‌افتاد، نه فشاری به کسی وارد می‌شد؛ همه در ثواب افطاری شریک بودند و دور هم.

وقتی اوضاع اقتصادی جامعه با رسوم خوب هماهنگی ندارد، می‌توان با کمی همکاری و کم‌کردن تشریفات و اضافات زائد، آداب و رسوم نیک را زنده نگه داشت. دورهمی و شب‌نشینی رسم بسیار خوبی است.

البته این را هم باید گفت که چنین کارهایی از روی ناچاری است؛ وگرنه نباید مردم در کشوری با این همه ثروت، در چنین وضعی باشند. مسئولان هم به هیچ عنوان با این‌گونه تجویزها نمی‌توانند در نهایت از مسئولیت خود در قبال وضعیت اقتصادی جامعه شانه خالی کنند. این حرف‌ها، بیشتر برای خودِ ما مردم است.

یک نکته عجیب در پاییز امسال ((برق نرفت!))

به‌علت پاییز گرم و نباریدن برف و باران،ومصرف پایین گاز امسال در پاییز خاموشی نداشتیم و این موضوع برای ما ــ که تقریباً در همه فصل‌ها با قطعی برق روبه‌رو هستیم ــ هرچند اندک، آسایشی به همراه داشت.

البته کم‌بارشی و گرمی هوا، در عوض، مشکلات آب را در جامعه گسترش می‌دهد و پیامدهای خودش را دارد.که خیلی بیشتر است به حدی که فلج کننده است.

باید گفت ظرفیت خاموشی برای دولت، به پاییز امسال نرسید. دولت برای ادامه استفاده از این پتانسیل در جهت تشدید ناترازی در امید جامعه، نیاز مبرمی به سرمای زمستان ۱۴۰۴ دارد؛ زمانی که مصرف گاز بالا برود، گاز به نیروگاه‌ها نرسد، و در ادامه، گرمای شدید و طاقت‌فرسای بهار و تابستان ۱۴۰۵تا با افزایش مصرف، برق دیگر پاسخ‌گو نباشد.

پایان نوشتار

اما در آخرِ متن، از گذشت فصلی دیگر از عمرمان نیز ابراز تأسف می‌کنم؛ فرصتی دیگر از دست رفت.

و در عین حال، خدا را شکر می‌گویم که فرصتی بخشید تا این سه ماه را هم باهمه ی خوشی ها وناخوشی ها زندگی کنیم.

به امید زمستانی خوب و پربرکت برای ایران و ایرانیان

یکشنبه ۳۰ آذر ماه ۱۴۰۴ - ۸۹ روز مانده به آغاز سال۱۴۰۵

پاییزشب یلدافضای مجازیماه رمضان
۳۷
۱۲
حسین تقوایی دل نویسی تنها از پشت کوه
حسین تقوایی دل نویسی تنها از پشت کوه
باوردارم هر چه می بینیم و ازکنارش می گذریم می تواند بهانه نوشتن باشد بی تفاوت از کنار هیچ صحنه ای نباید گذشت چه زیباست که با نوشتن ماندگارش کنیم
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید