آیدا مقدم·۳ ماه پیشکبک زالتا ابد خط چشم میکشم تا دور شوم از آن کبک زال که خود نیز کبک زالم و غم چشمانش را پرهای سفیدش نتوانست بپوشاند
آیدا مقدم·۱ سال پیشغرور، قهر و انتظاردر قبرستان کهنه رَنگان، تو به رنگ سبز، به رنگ دوستی در میان مردگان.
آیدا مقدم·۱ سال پیشگرگ و آدمیدر قفسی از میل خویش به سر دارمگرگی در خواب دیدم و به یاد دارمشبی زمستانی و برفش سفیداردو مرد میرفتند به سوی شکارطفلی شیرخواره در گهواره دار…