
مدت هاست که حس عشق رو هم به لیست احساساتی که باید سرکوب کنم اضافه کرده ام !
چاره ایی ندارم ! منطق من هم بی رحم نیست ، صرفا داره برای بقای من تلاش می کنه .
بزرگی گفت : اگه قراره واسه کسی پا پیش بگذارید سعی کنید حس شما به او عاقلانه - عاشقانه باشد .
عشق مثل سونامی می مونه در اوج سقوط می کنه !
پس برای روزایی که از طرف مقابل دل زده می شی و دیگه هیجان سابق رو نداره باید دلیل های دیگه ایی داشته باشی که هنوزم توی قلبت نگهش داری !
شاید چند تا دلیل منطقی !
بسازم خنجری نیشش ز فولاد
زنم بر دیده تا دل گردد آزاد
پس قلبم رو می کشم کنار و زل می زنم تو چشماش و می گم ؛ هی پسر ! الان موقعش نیست !
هم خودت رو بدبخت می کنی هم یکی دیگه رو .
بگذار شبا فقط غصه یه نفر آدم که اونم خودم باشم رو بخورم .
کسی نباید در سقوط من سهیم بشه .
ببخشید اگه شما رو دور می کنم از خودم .
می خوام نهیب این آتش دامن شما رو نگیره !
وقتی که از این نبرد پیروز بیرون آمدم ، آغوشم را برایت باز خواهم کرد !