
شما چه جوری اینقدر راحت و مطمئن زندگی می کنید ؟ خواهش می کنم جواب بدهید .
از اوایل نوجوانی ، انگار روی لبه تیغ زندگی می کنم .
مدام باید حواسم باشد که اون بخش تاریک لعنتی ناخودآگاه دوباره ظاهر نشه تا به خودم آسیب بزنم .
من خیلی به خودم ظلم کردم و خیلی به خودم آسیب زدم ، کار هایی که شما حتی با دشمنتان نمی کنید .
هیچ وقت خیالم راحت نشد
هیچ وقت مطمئن نشدم که مثل یک آدم عادی زندگی کنم .
همیشه با ترس از خواب بیدار می شم و با ترس می خوابم
ترس از اینکه روی خودم کنترل نداشته باشم و به خودم صدمه بزنم .
بر خلاف شما من نمی تونم تنها بشم هرگز
از تنهایی وحشت دارم
هیچ اعتمادی به خودم ندارم
نمی تونم با خودم در صلح باشم چون اون لعنتی رام نمی شه .
من ....