ویرگول
ورودثبت نام
مرد درونگرا
مرد درونگرایادداشتهای یک جنس مذکر درونگرا که به نیمه عمر رسیده . در اندرونِ منِ خسته‌دل ندانم کیست... که من خموشم و او در فغان و در غوغا ست.
مرد درونگرا
مرد درونگرا
خواندن ۱ دقیقه·۱۸ ساعت پیش

رو درخت با نوک خنجر زنده باد درخت نوشتیم

میترسم اشتباه کنیم.
میترسم بابت فرار از یک چاه به چاه دیگری بیفتیم. چاه جدید ظاهرش با قبلی متفاوت است اما بازهم چاه است. اینطور بازهم همان درد و زخم را دارم. اما این همه سختی و تلاش که در مسیر فرار به جان خریدیم، چی میشود؟؟

میترسم من هم به اشتباه شماره 57 دچار شوم. میترسم همزمان به کوررنگی و خطای کنتراست دچار شوم. در نظرم یکی سفید بکر و دیگری سیاه مطلق باشد. یکی را دیو ببینم، یکی را فرشته. یکی را ظالم بنامم و دیگری را ناجی.

فقط سفید و  سیاه
فقط سفید و سیاه

قسمتی در درون من باور دارد؛ همه آدمها خاکستری هستند نه سیاه مطلق هستند و نه سفید خالص. مثل خودم. مثل تو. این بخش است که این روزها ترس و شک را در من زمزمه میکند.

آینه ها اونجا نبودن تا ببینیم که چه زشتیم

رو درخت با نوک خنجر زنده باد درخت نوشتیم

<ترانه فاصله از سیاوش قمیشی>


اما چه اتفاقی هست که گاهی اینگونه صفر و یکی می شویم؟
چه میشود که انقلاب و تخریب را به اصلاح و بازسازی ترجیح میدیم؟!

ترسابهام
۴
۱
مرد درونگرا
مرد درونگرا
یادداشتهای یک جنس مذکر درونگرا که به نیمه عمر رسیده . در اندرونِ منِ خسته‌دل ندانم کیست... که من خموشم و او در فغان و در غوغا ست.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید