ویرگول
ورودثبت نام
...is typing
...is typingدانشجوی دکتری علوم سیاسی، سیاستگزاری عمومی. علاقه مند به تاریخ معاصر و نوشتن و خواندن. ملتزم و مدافع ولایت فقیه. IRGC
...is typing
...is typing
خواندن ۴ دقیقه·۲۳ روز پیش

با خستگی ذهن چه کنیم؟

به نام خداوند بخشنده مهربان

قبل از همه چیز اول باید به این نکته توجه کنیم که ذهن با مغز فرق دارد. مغز مجموعه ای از سلول های عصبی است که تقریبا مثل ترانزیستور عمل میکند و در چینش های مختلف خروجی های مختلف میدهند. اما ذهن، فضایی است شاید بتوان گفت مجازی که حاصل فعل و انفعال و سیناپس های مختلفی است که نورون ها را با چینش خاص ردیف کرده و رشته عصبی میسازد. مثل تفاوت سخت افزار و نرم افزار.


مغز گاهی به دلیل افزایش پردازش ها قند زیادی مصرف میکند و این مصرف باعث میشود مرکز مدیریت منابع مغز، دستور استراحت به مغز بدهد که ما این حالت را با جملاتی مثل : دیگه مغزم نمیکشه!!! و هرچی میخونم نمیفهمم!!! بیان میکنیم. مغز در حالت عادی به عنوان ۳ درصد از کل بدن، ۲۵ درصد قند بدن را که سوخت اصلی برای بقاست، مصرف میکند. و این خستگی برای تعادل جسم ضروریست. به گفته اساتید علوم اعصاب، (با عصب شناسی اشتباه نشود) وقت مغز به عنوان سخت افزار وارد فرایند استراحت میشود، ذهن هم به عنوان نرم افزار، از باز کارهایی که ما به آن محول میکنیم آسوده میشود و تمام مشکل اینجا شکل میگیرد. ذهن هنگامی که کاری برای انجام دادن نداشته باشد، در حالتی قرار میگیرد که در علوم اعصاب به آن حالت شبکه پیشفرض (Default Network Mood) گفته میشود. دلیل این امر مشخص نیست ولی افکار و خاطرات پراکنده ای که به صورت زنجیره وار از نکات مشترک هنگاه خلسه قبل خواب به ذهن سرازیر میشود، نتیجه این حالت است. معمولا وقتی انسان در حال حل مسايل فیزیک است، ذهن بیشترین فعالیت را از خود نشان میدهد و بیشترین منابع مغز مصرف میشود چون بخش انتزاعی و تطبیقی ذهن همزمان فعال میشوند و این یعنی فعالیت همزمان ۱۴ بخش از مغز. حال مقایسه کنید با تصویری که از مغز در حالت شبکه پیش فرض تهیه شده(به راحتی با سرچ در دسترس است. نیاز به کند و کاو ندارد) که نشان داده است ذهن در حالت شبکه پیشفرض، بین ۲۷ تا ۳۴ بخش از مغز را درگیر میکند.

مشکل دقیقا اینجا بود. ما به علت کمبود منابع مغز، دست از کار کشیدیم و این دست از کار کشیدن باعث میشود فشار دوبرابری و حتی بیشتر به مغز وارد شود. برای همین اکثر روانپزشکان( با روانشناسان اشتباه نشود) که در زمینه های رشد و تحصیل تخصص دارند به وقفه های ۵ دقیقه ای بعد از هر ۲۵ دقیقه مطالعه یا هر فعالیت ذهنی تاکید دارند. با این سبک از مدیریت زمان، اجازه نمیدهیم که افزایش بار مغز به حدی برسد که مجبور شویم دست از کار بکشیم. مغز همواره در حالت ایده آل خود باقی میماند و ورود به حالت شبکه پیشفرض هم باعث زمینگیری مغز نمیشود. خوردن میوه به دلیل داشتن قند های طبیعی در آن وقفه های ۵ دقیقه ای ایده آل ترین گزینه است.

اما

زندگی همیشه ایده آل نیست.

درصورتی که چشم باز کردیم و خود را در آن شرایط نامساعد ناتوانی همزمان ذهن و مغز دیدیم چه کنیم؟

قاطع ترین پاسخ همه دانشمندان علوم اعصاب یک خواب کوتاه است. در حد نیم ساعت. البته بعد از مصرف کمی قند، فارغ از طبیعی و مصنوعی. ولی خیلی از آدم ها حتی برای به خواب رفتن هم مشکل دارند. یعنی حدود ۲۰ الی ۴۰ دقیقه طول میکشد تا به خواب بروند که قرار گیری در حالت شبکه پیشفرض برای این مدت واقعا آشیب زاست.

این قسمت از راه حل را خودم توسعه داده ام. قطعا خواب پاسخ نهایی است اما باید ذهن را با بار کمتری به این مقصد برسانیم. قبلا فهمیدیدم که هنگام درگیری ذهن با مباحث مشخص، منابع کمتری از مغز را مصرف میکند در نسبت با حالتی که کاری برای انجام دادن ندارد.

پس یک کار خیلی سبک به ذهن میدهیم تا لحظه به خواب رفتن، یک مشغله خیلی جزئی داشته باشد. مثل فیلم دیدن. اما نه فیلم های هیجان انگیز و معمایی. هرچه فیلم حوصله سر بر تر باشد، بار مغز کمتر و هورمون ملاتونین بیشتری خواهیم داشت. بنا بر این دراز کشیدن و تماشای یک فیلم قدیمی که روزگاری برای خودش جذاب بوده اما چون ما تمام ورژن ها و سویه هایش را قبلا دیده ایم دیگر برای ما جذابیتی ندارد، گزینه بسیار مناسبی است. از فیلم های دهه ۶۰ بگیرید تا برگمان و فورد. این فرایند حتی زمان به خواب رفتن را هم کوتاهتر میکند و افرادی که از مدت طولانی بیدارماندن در تخت خوابشان شکایت دارند در این صورت میتوانند این مدت را حتی به نصف کاهش دهند.

در پایان اما میخواهم از مردمانی تقدیر کنم که در عصری که انسان ها حتی نقش مغز را در بدن نمیدانستند، تا چه رصد به علوم اعصاب و هورمون ها، با تجربه و آزمون و خطا به این یافته رسیده بودند که باید قبل از خواب برای بچه ها قصه گفت. قصه هایی که یک خط داستانی برای تعقیب دارند، اما فراز و فرود های تند ندارند و معمولا بچه ها در میانه آن قصه ها خوابشان میگرفت و ادامه قصه را روز بعد طلب میکردند و چه بسا این میراث تاریخی که جایی در میان ژن های خزنده ما از پدران هزار سال پیش مان بما ارث رسیده که امروز سریال ها را بیشتر از فیلم های سینمایی دوست داریم و همواره هر اپیزپد از هر سریالی امتیاز بسیار بالاتری از فیلم های سینمایی را کسب میکند.

بدرود

علوم اعصابذهنخستگیفیلم
۴
۰
...is typing
...is typing
دانشجوی دکتری علوم سیاسی، سیاستگزاری عمومی. علاقه مند به تاریخ معاصر و نوشتن و خواندن. ملتزم و مدافع ولایت فقیه. IRGC
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید