
∆(بخش ششم:کبک عزیز،سر خود را از برف خارج کن)
ضعف میمون ها بهتر از هر چیز دیگری،در ظاهر آن ها مشاهده می شود و عقده های آن ها معمولا مدام در بین دوستان و آشنایان بازگو میشود تا مشتی آب باشد بر چاه خشک ضعف های آن ها.به همین خاطر افراد پرحرف در میان میمون ها بسیار یافت میشود.
اظهار نظر در مورد هر چیزی که جمع حول آن می چرخد.یک میمون آشپز که سررشته ای از فیزیک ندارد اگر در جمعی از فیزیک دانان باشد به هر صورتی سعی میکند که وارد بحث شود و نظر خود را بیان کند و حتی ممکن است قانون نسبیت انیشتین را هم در این میان نقض کند.همچنین یک میمون فیزیکدان که سررشته ای از گلدوزی یا فلسفه ندارد،سعی میکند با ربط دادن گالیله به فیزیک راه نفوذی به بحث فلسفی دیگران پیدا کنید یا با استفاده از الگوهای فیزیک هنردست یک گلدوز را زیر سوال برد البته در این میان افرادی هستند که خود را به جمله (همه چیز را همگان دانند و همگان از مادر زاییده نشده اند) بسپارند و راه سکوت در پیش گیرند.
میمون ها هرجا که احساس ضعف کنند و چیزی را ننگین بدانند،بین دو گزینه اصلاح ضعف یا تصحیح عقیده،هیچ کدام را انتخاب نمی کنند و گزینه سوم یا همان کتمان و لاپوشانی را انتخاب میکنند که یکی از آن ها بازی با کلمات است.به عنوان مثال،شما به کسی که طرح ساختن یک بنا را پایه ریزی میکند چه می گویید؟بله مهندس.
اغلب مردم از کلمه مهندس به عنوان طرح ریز یک سازه استفاده میکنند و حتی سعی در پیدا کردن جایگزینی برای کلمه مهندس نیستند،زیرا مغز میمون ها معتقد است که یک مهندس و شغل مهندسی یک شغل با ارزش و دارای وجهه اجتماعی است.پس همین یک نام کافی است ولی برای شغل رفتگری چطور؟
بگذارید معادل های که میمون ها برای این شغل ابداع کرده اند را نام ببرم.آن ها در کنار کلمه رفتگر،کلماتی همچون آشغالچی،سُپور،مامور شهرداری و پاکبان را ابداع کرده اند.
علت این کار آن است که نسل بشر در طی هزاران سال تمدن،به این نتیجه رسیده که آنچه از نظر اجتماعی،شخصی یا معیار گذاری برایشان دارای مقام و منصبی پست است را با نام های مختلف ،اسم گذاری کنند تا از زشتی این کار کاسته شود.
آنچه را که زشت می پنداری،بیشتر تزیین کن.....
پانویس:بنده هیچگونه قصد بی احترامی به شغل رفتگری ندارم.پست و زشت شمرده شدن این شغل فقط در ذهن میمون ها اتفاق می افتد.