از میان لذت های دنیا، همصحبتی و هم نشینی با رفیقی است که او هم اهل مطالعه و ادب باشد... در میان دوستانم، هستند رفیقانی که پای صحبتشان که می نشینم به معنای واقعی کلمه لذت میبرم...
دوستانی دارم که سراسر دانش، مطالعه و تفکر هستند. از سید مجتبی علوی، مرتضی احسانی، مهدی جعفری بگیر تا مهدی زینعلی و مجید فیضی و ....
از این میان، چیزی که برای من بسیار جذاب است این است که کلامشان را به حکایتی، قصهای، ضرب المثلی، بیتی و یا مصرعی مزین میکنند...
به نظر من همانطور که یک انسان میتواند با کلمات جادو کند، در گفتن و سخنرانی کردن، گاهی در نوشتن هم جادو رخ میدهد. راستش بنظر من تاریخ ادبیات با به عبارت درست تر، تاریخ تمدن از یک سیر آشنا پیروی میکند... تا پیش از اختراع خط، بیشتر جهان شفاهی بود... بعبارتی اکثر شاهکارهای ادبی صرفا در دل قصه های مادری یا اسطوره های شفاهی پیدا میشد... اما با پیدایش خط، تاریخ ادبیات و شاهکارهای آن مکتوب شد...
اما اکنون دوباره ما از جهان مکتوب فاصله گرفته این... اکنون همه چیز بصری شده است... ذهن ها تنبل و خالی از ذوق و سینه ها بیگانه با قریحه و شوق شده است...
اتفاقا همین مسأله میتواند خیلی زود به مزیت رقابتی افراد تبدیل شود.... مثلا با کمی بهتر عمل کردن به نسبت دیگران میتوان خیلی زود گوی رقابت را ربود...