ویرگول
ورودثبت نام
جواد محمودی
جواد محمودیدانشجوی ارشد روانشناسی شناختی هستم و ذهن کنجکاوی دارم، نوشتن و تولید محتوا را دوست دارم و پادکست زیاد گوش میدم، همین!
جواد محمودی
جواد محمودی
خواندن ۱ دقیقه·۵ روز پیش

صدایِ تو از جنسِ آرامشه...

صباح الخیر و النور
صباح الخیر و النور

امروزم چقدر خوب شروع شد... چقدرررر نیرو گرفتم از صبح امروز... اکنون ساعت ۱۷:۵۲ دقیقه است که دارم این پست را می‌نویسم...

سخنی از بزرگان!
سخنی از بزرگان!

مدل نوشتن من در ویرگول بسیار صمیمانه است... بی هیچ مبالغه و تکلفی، آنچه در ذهن و ضمیر دارم را می‌نویسم...

اصلا راستش را بخواهید، اولین و مهمترین ویژگی من در یک جمع، همین متفاوت صحبت کردن من است...

نمیدانم چرا؟ اما زبان من اینگونه است و هرگز هم تلاشی نکرده‌ام برای اینکه در طمطراق صحبت کنم... اصلا دلیلش را هم نمیدانم: هیچ کس در خانواده ما، شبیه من حرف نمی‌زند...

فقط یادم هست وقتی ۵ ، ۶ یا ۷ ساله بودم، مادرم مرا روضه می‌برد و من خیلی خوب گوش میدادم: داستان های قرآنی و حمایت ها و روایت ها را آنچنان دقیق گوش میدادم که می‌توانستم برای کسب دیگری با بیان خودم ، بازگو کنم...

بگذریم... همه اینها تنها و تنها شرحی ساده برای اصل مطلب بود...

راستش را بخواهی، منتظر سعید هستم... سعید امینی، میخواهد بازی سکرت هیتلر بگذارد و من مشتاق بازی کردن هستم و البته بسیار واضح است که خود بازی آنقدرها برایم مهم نیست...

چند روز پیش با سعید امینی، پیرامون مسأله ای صحبت کردم و از او مشورت گرفتن... نکات جالبی گفت که بسیار راهگشا بود...

یاد سعدی افتادم و این بیت معروفش:

نه منِ خام‌طمع عشقِ تو ورزیدم و بس

همچون من سوخته در خیلِ تو بسیاری هست

همین کفایت می‌کند برای گفتن... چون چاره‌ دیگری نیست

بقول انگلیسی‌زبان ها:

The begger has no choice

صبحانگلیسیخاطرهحال خوب
۲
۲
جواد محمودی
جواد محمودی
دانشجوی ارشد روانشناسی شناختی هستم و ذهن کنجکاوی دارم، نوشتن و تولید محتوا را دوست دارم و پادکست زیاد گوش میدم، همین!
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید