لذت هایی که نمیبریم

تو این مطلب میخوام راجع به لذت هایی که میتونیم از زندگی ببریم و کمتر میبریم صحبت کنم.
وقتی صحبت از لذت بردن از زندگی میشه خیلیا این تصویر میاد تو ذهنشون:

این سبک تفریح اولا که موقته معمولا، یعنی مثلا پولارو باید جمع کنی یه سال که چند روز بتونی از زندگی لذت ببری، اونم اگه ببری؛ ثانیا که کار هر کسی نیست پولاشو جمع کنه و بره بگرده. ولی بعضی لذتا هست که عام المنفعس! متاسفانه یا خوشبختانه لذت های عام المنفعه بسیاری هست که کسی ازشون اطلاعی نداره یا بهره نمیبره. چند تا که به ذهنم میرسه رو باز میکنم:

یک - موسیقی

موسیقی فوق العادست! تمامی قطعات بی نظیر تاریخ موسیقی به لطف عدم وجود قانون کپی رایت توی ایران در دسترس شماست. میتونم تضمین کنم برای هر حالتِ شما ده ها موسیقی وجود داره که حال شما رو خوب کنه. ممکنه شمام مثل من خیلی زیاد موسیقی گوش میدید و الان میگید که ای بابا این چه پیشنهادیه. اگه حرفه ای گوش میدید که هیچی ولی اگه نه که سعی کنید درست موسیقی گوش بدید.

چند تا از لیستای محبوبم ایناست:

  • گلچین سنتی های نامجو: آهنگای محسن نامجو که ریتم کندی دارن و اکثرا با سه تارنو گلچین کردم، بیشتر به درد شب و مواقع کار میخوره.
  • ویولن و پیانو بی کلام: این لیستم خیلی آرامش بخشه و مخصوص کار و تمرکز و این حرفاس. آلبوم خوب پیانو و ویولن خیلی راحت پیدا میشه.
  • هیپ هاپ: دامنه هیپ هاپ خیلی وسیعه و برای هر حالت شما توش کارای خوبی وجود داره ولی اکثرا رپ و هیپ هاپ رو توی راه و موقع پیاده روی گوش میدم.
  • سایر: هزار و یک مدل آهنگ دیگم هست که گوش میدم و شدیدا معتاد شدم به موسیقی!

دو - راه رفتن

داستان راه رفتنم رو دقیق یادم نیست چطور شروع شد ولی میدونم به یه دلیلی یه بار تصمیم گرفتم پیاده از محل کار برگردم خونه. راهی که بعد ها فهمیدم نزدیک پنج کیلومتره و چون خیلی ملایم راه میرم همون حدود یک ساعت طول میکشه که برسم. این یه بار شد دوبار، سه بار، پنج بار و در نهایت تبدیل شد به عادت من. شاید محرک اصلی این پیاده روی لذت موسیقی و دیدن جامعه ای باشه که به لطف موسیقی ازش جدا شدی و فقط نظاره گری ولی در مجموع حال خیلی خوبی داره و به راه رفتن هم معتاد شدم! پیشنهاد میکنم هفته ای دو سه بار راه برید، تنها!

سه - خاص بودن

خاص بودن برای خیلی و شاید همه آدمها جذابه. یعنی بتونیم کاری بکنیم که خیلی از آدما نمیکنن. تقلید صدا، طراحی چهره، نواختن موسیقی، حل مکعب روبیک، ساخت بازی، شعبده بازی و...
توی خیلی از این کارها با یه کم تلاش میشه بین خودمون و بقیه فاصله انداخت. یعنی مثلا برای شعبده بازی نیازی نیست خیلی آدم عجیبی باشید و فقط با چند روز وقت گذاشتن میتونید حقه های بامزه ای یاد بگیرید یا با چند ماه تمرین میتونید نوازنده ای بشید که از اکثر مردم بهتر مینوازید، چون اکثر مردم نمینوازند!

چهار - خلق

خلقت از ویژگیهای خداست. ظاهرا مقداری از این ویژگی به انسان ارث رسیده و انسانها موجودات سازنده ایند. خلق کردن یکی از بالاترین لذت هاست. هر چیزی که خلق میکنید، از یک داستان و نقاشی ساده، تا مصنوعات بزرگ لذت خیلی زیاد و ماندگاری به شما میدن. شعر گفتن یا نوشتن زیاد کار سختی نیست، ترس از ضعیف بودن نباید جلوی لذت بردن شما از زندگی رو بگیره، از خلق کردن نترسید، از خلق کردن لذت ببرید.

پنج - مطالعه

وقتی اینجا هستید یعنی احتمالا اهل مطالعه اید. روی صحبتم با کساییه که نمیخونن. لذت بردن از کتاب یکی از لذتهای عجیب و غریبه. یادمه وقتی ابتدایی بودم ساعت هفت صبح قبل از همه اعضای خانواده بیدار میشدم، میرفتم توی اتاق و بی صدا کتاب میخوندم! شاید خوب نوشتن الانم رو مدیون اون مطالعه ها باشم. (البته اگه خوب بنویسم!) من توی کتاب غرق میشدم، یه کودک نهایت ده ساله که خیلی درک زیادی از لذت های مادی نداره غرق کتاب میشد! هر کتابی به دستم میرسید میخوندم، علمی، رمان، تخیلی و... اون موقعا کتابهای زیادی در دسترس من نبود. ولی الان به لطف تکنولوژی و باز هم عدم وجود کپی رایت نسخه های الکترونیکی کتابها به وفور یافت میشه. شما مختارید از ده ها هزار سال تاریخ بشری هر نوشته ای رو که دوست دارید بخونید. این لذت بخش نیست؟!

شش - فیلم دیدن

تا چند وقت پیش زیاد اهل فیلم دیدن نبودم، الان هم ادعایی توی این زمینه ندارم ولی یکی از لذت بخش ترین کارهایی که بسیاری از مردم انجام نمیدن فیلم دیدنه. قدمت سینما هرگز به موسیقی و کتاب نمیرسه ولی در طول همین چند دهه ای که از تولد سینما میگذره صد ها شاهکار ساخته شده که تا مدتها شما رو مشغول به خودش کنه، بدون پرداخت هزینه!

هفت - تخیل و تفکر

شاید قرار دادن این دو مورد توی یه عنوان زیاد صحیح نباشه ولی نزدیک به همن. بعضی وقتا از چشماتون فاصله بگیرید و رو بیارید به مغزتون. اجازه بدید هر کاری میخواد بکنه، هرکاری! ابرا رو شکل نون بربری ببینید، آسمونو رنگ آمیزی کنید، سوار سفینه شید و از کارای محال لذت ببرید. تخیل میتونه شما رو از هر لذتی بی نیاز کنه. لازمش اینه که زیاد سخت نگیرید و خودتونو مجبور به تخیل نکنید، فقط لذت ببرید!
تفکر کردن به آزادی تخیل نیست. بعضی وقتا فکر کنید که دارید چی کار میکنید و میخواید چی کار کنید. اگه این تفکر همراه با راه رفتن باشه میتونه لذت مضاعفی داشته باشه.



امیدوارم از این پست خوشتون اومده باشه و شاید راه حلی برای لذت بردن به شما معرفی کرده باشه. سعی کنید زیاد سخت نگیرید زندگی رو و از لذتهای نامحدود و رایگانی که دارید نهایت استفاده رو ببرید. اونوقته که شاید تلاشهای بقیه برای مسافرت و پول و ... به نظرتون بی ارزش بیاد.
اگه شما هم راه حلی سراغ دارید که میتونه به این لیست اضافه شه حتما معرفی کنید.

اگه دوست داشتید به مطلب قبلیمم سر بزنید:

https://virgool.io/@alikhaleghi/money-ht5txchvcnjn