
تولید خودروی اسپرت برای بیشتر شرکتهای خودروسازی فعالیت سوددهی نیست، چرا که ارائهی عملکرد دینامیکی بالا نیازمند ساعات بیپایانی از آزمون و خطاست، لذا بیشتر شرکتها ترجیح میدهند از قطعات موجود روی یک بدنهی متفاوت بهره برده و با تغییر تنظیمات موتور، سیستم انتقال قدرت، و فنربندی، سبد محصولات را گسترش دهند.

خودرویی که میخواهم راجعبه آن بنویسم، اولین و عملاً تنها تجربهی ساخت کوپهی دیفرانسیل عقب توسط هیوندای بوده و مدل ۲۰۱۱ است.
این خودروی ۴۶۰ سانتیمتری از نظر ظاهری هویتی کاملاً آسیایی دارد و در نمای جانبی دنبالهرو محصولات دههی نود میتسوبیشی، مزدا، و تویوتا است. با این حال شخصیتی مستقل دارد و طراح آن احتمال عرضهی نسلهای بعدی را در نظر گرفته است.

نمای کناریِ جنسیس کوپه عضلانی و با خطوطی برجسته است که شانه و انحنای گلگیر را به درستی رسم میکند، ولی توالی خطوط روی در و خصوصاً پنجرهی عقبی، قدری بههم خورده و گودیِ اضافیِ لچکی عقب آن را مخدوش کرده است.

نمای جلو نیز برای یک خودروی اسپرت کوپه که با توجه به فرمانپذیریاش ماسلکار محسوب میشود، زیادی خندهرو و مهربان است و شبیه پسربچهای ۹ ساله و شیطان با لُپهای گُل انداخته است! که البته حس استحکام و انرژی مثبت به زبان آسیایی منتقل میکند.

در مجموع، جنسیس کوپه با درهای فریملِس (بدون قاب) البته با رنگ نقرهای متالیک و نه زرد، از نظر ظاهر نمرهی قابل قبولی کسب میکند.
با گشودن در، وارد فضایی با کیفیت ساخت کاملاً پایینتر از محصولی پرچمدار برای شرکت بزرگی مثل هیوندای میشویم که با دستهدنده و ترمز پارک مرتفع، حالتی اسپرت القا میکند. اجزای کابین با نوشتهی کوپه و کنسول وسطِ عریض کامل میشود.

فضای ردیف جلو کاملاً کافی، ابعاد صندوق بار برای یک ماشین کوپه بسیار مقبول، و فضای ردیف عقب بسیار کوچک است و صرفاً برای کودکان بهشرط جلو کشیدن صندلیهای ردیف جلو قابل استفاده است. البته این مورد در یک خودروی کوپهی اسپرت اهمیتی ندارد.

جنسیس کوپه از نظر تجهیزات رفاهی علیرغم دارا بودن گرمکن صندلیهای جلو، سانروف، کروز کنترل، کیلِس، و آیینهی فتوکرومیک، از نبود تنظیمات برقی و حافظه برای صندلیهای جلو رنج میبرد. این نواقص بهشرط ارائهی رانندگی لذتبخش و بهیادماندنی قابل چشمپوشی خواهند بود.
این شرط و ارفاقِ ذهنی با استارت زدن پیشرانه شروع به رنگ باختن میکند! علیرغم تخلیهی کاتالیست، صدای موتور ۳۸۰۰ سیسی شش سیلندر خورجینی جنسیس کوپه کاملاً معمولی است و صرفاً در دورهای میانی و بهطور گذرا طنین مناسبی دارد و الباقی موارد، بیروح و حتی گاهاً فالش است. ضمناً جنسیس کوپه در حین حرکت کاملاً شبیه یک سدانِ تیونینگ شدهی افترمارکت ظاهر میشود و عکسالعملهایش شباهتی به کوپهی اسپرت ندارد.

فرمان اصلاً تیز نیست و زیر دست سنگین حس میشود؛ بهطوریکه حتی با وجود تقسیم وزن مناسب و محور محرک عقب، ذوق راننده برای لایی کشیدن و مانور دادن را کور میکند.
خیلی دوست دارم از مسؤول پروژهی جنسیس کوپه سؤال کنم چطور شده که فکر کردند میشود روی پلتفرم لوکسترین محصول هیوندای (جنسیس سدان)، اسپرتترین کوپهی شرکت را ساخت؟! عملاً بیش از ۳۰۰ اسببخار قدرت و ۳۶۰ نیوتنمتر گشتاور که شانهبهشانهی رقبای همحجم آمریکایی است، روی این شاسی حیف شده است. انگار شما را به بهترین رستوران شهر دعوت کنند و فقط با سالاد فصل و سوپ ازتان پذیرایی کنند!
با وجودی که خودرو در رانندگی عادی خطایی ندارد، ولی زمانِ واکنش آن کند و رفتارش با اکراه توأم است.

البته توان ترمز خودرو متناسب با قدرتش درنظر گرفته شده، لذا تصمیم گرفتم تا آن را بهعنوان یک ماسلکار محک بزنم. بهمحض تخت کردن پدال گاز، انرژی موتور آزاد شد ولی گیربکس ZF این خودرو با قدری تأخیر در معکوس کشیدن مواجه شد که انتخاب حالت دستی و استفاده از پدالهای پُشتِ فرمان نیز تأثیری در تسریع روند فوق نداشت.
لذا دنبال دکمهی اسپرت گشتم که در کمال تعجب وجود خارجی نداشت! اینبار روی حالتِ دستی اقدام به شتابگیری کردم که با کمترین موج جاده، با روشن شدن ESP (سیستم کنترل پایداری) مواجه شدم که بلافاصله گاز را کم میکرد و برای قطع دخالت سیستم باید پدال گاز را شُل میکردم که آن هم باعث سبک شدن دنده و بههمخوردن شتابگیری میشد.

سیستم کنترل پایداری در جنسیس کوپه شبیه مادری وسواسی و غُرغُرو است که جلوی کوچکترین بازیگوشی، کنجکاوی و اظهار وجود پسربچهی شیطاناش را میگیرد.
بهعلت زمینهی ذهنی که از شاسی این خودرو، فرمانش و البته صحبتهای مالک پیدا کرده بودم، بیخیال خاموش کردن ESP و تست مجدد خودرو شدم.
پس از چند دور گشتن و پیدا کردن مسیری چند کیلومتری بدون چالهچوله که امروزه در حکم کیمیاست، موفق شدم تا روح این پسربچهی ۱۵۵۰ کیلویی شرور را بدون دخالت مادر وسواسیاش آزاد کنم و با شتاب ۰ تا ۱۰۰ خطی بسیار عالی و مسحورکنندهی ۶٫۴ ثانیه، قسمتی از اعتمادبهنفساش را احیا کنم. بهشرط خاموش بودن ESP و مهارت کامل راننده، میتوان با جنسیس کوپه مسابقات شتاب (درگ) زیادی را برنده شد، ولی کنترل کردن آن در مانورهای ناگهانی یا سرِ پیچ، عملاً ناممکن خواهد بود.
گواهِ سخن من تعداد بیشماری از نمونههای با گلگیر عقب و حتی دور رنگ جنسیس کوپه در بازار است که دور از نظارت و کنترل مادر دلسوز (سیستم کنترل پایداری!) شیطنت کرده و پشیمان شدهاند.
هیوندای با جنسیس کوپه قصد محک زدن توانش در کلاس خودروهای اسپرت را داشته، لذا سراغ تنها پلتفرم محرک عقبش که دستِبرقضا متعلق به یک سدان لوکس بوده، رفته و روی آن طرحی اسپرت و پویا ریخته است.
احتمالاً بعد از ساخت نمونههای اولیه متوجه ضعف هندلینگ و تمایل شدید به بیشفرمانی محصول خود شده و برای جبران آن از یک سیستم کنترل پایداری بیشازحد حساس و یک فرمان کُند استفاده کرده که سبب تغییر شخصیت خودرو از کوپهی اسپرت به یک ماسلکار برای مسابقهی شتاب در مسیرهای صاف و مستقیم شده است.
جنسیس کوپه طبق معمول در بازار بسیار محدود ایران و به واسطهی طراحی مناسب، قیمت معقول، هزینهی نگهداری و استهلاک پایین در کنار قدرت و شتابی بیش از سطح انتظار، بهعنوان گزینهای منطقی برای تجربهی سرعت در مسیر مستقیم ظاهر شده است.
نوشتهی دکتر فرید افتخاری میلانی
منبع: ماهنامهی مجله ماشین (شمارهی ۴۷۹)
• آیا مدار هیدرولیک فرمان خودرو به هواگیری احتیاج دارد؟
• اطلاعات حفاظتی و ایمنیِ مهم دربارهی بنزین
• وظیفهی اینترکولر در خودروهای توربو