ویرگول
ورودثبت نام
شیرین
شیرین
شیرین
شیرین
خواندن ۳ دقیقه·۲۳ روز پیش

معرفی رمان پایان سلطنت تاریک

رمان ، پایان سلطنت تاریک ، نقاب یک قهرمان را میزند و نقش یک قهرمان را برای قهرمانان داستان بازی میکند.

حکایتی رویایی ولی واقعی .

رویایی در واقعیت تاریک ، پایان سلطنت تاریک زمانی به وجود میاد که قوانین تاریک حاکم بر دنیای واقعی ، نیرو های متافیزیکی دست به یکدیگر می‌دهند.

این رمان

طوریکه نویسنده احساسات ، و مشکلات روحی و خانوادگی را قابل لمس در قالب یک داستان به تصویر میکشد.

موضوع اصلی این رمان گذشته است ، زمانی که حتی اگر سعی کنی ، ظاهرت یا هویتت را عوض کنی ، نمی‌توانی گذشته به تاریک ات را تعقیر بدی . حتی اگر نگاه جامعه و نظر رایجی که همیشه نسبت به تو داره را تعقیر دهی ، نمیتوانی چیزی که از خودت در آینه میبینی را تعقیر دهی ، مشکلی به نام زخم های گذشته .

داستان ، داستان مردی را روایت میکنه ، مردی که با نیمه ای از شیطان پا به دنیا میگذارد.

پدر او در داستان او نقش اساسی دارد ، نقش تاریکی اصلی ، کسی که او را با تاریکی آشنا کرد ، نیمه شیطانی او نبود ، پدرش بود ، جوری که او را به درون قهقرا تاریکی فرستاد .

حالا آن کودک به یک مرد بزرگ و ظالم تبدیل شده کسی که چندین بار نزدیک به ویران کردن دنیا شده ، هدف او ویرانی و حکومت است .

ولی حالا میفهمد کسانی که با او مقابله میکنند را با خشم و پرخاش نه بلکه با دروغ و نشان دادن دنیایی زیبا ، خام کند .

او هویت شیطانی خود را عمدا تعقیر میدهد نقاب یک قهرمان را میزند و نقش یک قهرمان را برای قهرمانان داستان بازی میکند.

جوری که انگار او منجی آنها خواهد بود .

حالا قهرمان اصلی رو به روی اوست ، پسرش ، کسی که .

کسی که تمام قوانین و مراحل تاریک خانواده زیر پا گذاشته ، کسی که راه پدر و پدربزرگش را ادامه نداد

حالا رو به روی اوست ، رو به روی پدرش

نفرتی خانوادگی .

دیگر قرار نیست از او متنفر باشد ، چون حالا او شخص دیگری ایست ، او اسم جدیدی دارد ، نقاب جدیدی دارد که نمیتواند ازش متنفر باشد .

حالا او منجی اوست کسی او بهش محتاج است ، آنها به او محتاج هستند .

به کسی که آنها را در گودالی که الان هستند ، انداخته حالا قرار است طناب بندازد.

داستانی از دل خانواده ای تاریک و گذشته ای تاریک تر

کارکتر های عمیق و با نیمه ای تاریک که کسی تا الان آن را کشف نکرده است.

کسانی که گذشته ی شان به هم زنجیر شده.

حکایتی افسانه ای که خلاصه داستان را نویسنده اینطور به تصویر میکشد:

گاهی تاریکی، مهربان‌تر از روشنایی لبخند می‌زند...

همه‌چیز از رقابتی مرموز آغاز می‌شود، جایی که قدرت، غرور، و حقیقت‌هایی دفن‌شده با هم برخورد می‌کنند. در دل این بازی، پسری به‌دنبال پاسخ‌هایی‌ست که حتی خودش هم جرأت پرسیدنش را

نداشته...

و در کنارش، سایه‌ای سیاه که هیچ‌چیز را اتفاقی نمی‌گوید، هیچ‌کاری را بی‌دلیل نمی‌کند، و آرام‌تر از هر دشمنی، قدم به درون زندگی‌ات می‌گذارد — با نقشه‌ای که از اعتماد ساخته شده.

در این دنیا، هر لبخند ممکن است نقابی باشد، و هر دوستی شاید قدمی به‌سمت سقوط.

درباره این رمان :

این رمان ، رمان بسیار طولانی و پر از فراز نشیب می‌باشد ، و سه جلد دارد که یک جلد آن هنوز به پایان نرسیده و در حال نوشتن است .

این رمان هنوز به طور رسمی به مرحله چاپ نرسیده ولی در مراحل انتشار قرار دارد و به بلافاصله بعد از تکمیل داستان ،به چاپ میرسد.

ولی برای خواندن این رمان میتونید به رمانستان و یا سایت های وب کتاب و صحفه یک مراجعه کنید .

نکته :این رمان هنوز تحت ویرایش سنگین و حرفه ای قرار نگرفته و ممکن است مشکلاتی در نثر داشته باشد

پیشنهاد میکنم ، بعد از چاپ و یا انتشار رسمی رمان را مطالعه کنید.

حرف آخر

زمانی که دیو اصلی ، منجی شود ، آسمان و زمین تا به تا می‌شود.

رمانمعرفی کتابمعرفی رمانرمان فانتزی
۴
۰
شیرین
شیرین
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید