قصه «ماهی سیاه کوچولو» با روایت یک ماهی پیر برای دوازده هزار ماهی کوچولو آغاز میشود. داستان درباره ماهی سیاه کوچولویی است که از زندگی یکنواخت در جویبار خسته میشود و تصمیم میگیرد برای کشف دنیای بزرگتر به سفر برود.

در مسیرش با موجودات مختلفی روبهرو میشود: کجماهیهای مغرور، خرچنگ حیلهگر، مارمولکی دانا که خنجری به او میدهد، و ماهیهای دیگری که از ترس، جرأت سفر ندارند. او از دام مرغ سقا جان سالم به در میبرد، با مرغ ماهیخوار میجنگد و سرانجام به دریا میرسد.
اما در پایان توسط مرغ ماهیخوار بلعیده میشود. با وجود نجات یک ماهی ریزه از شکم مرغ، خودش در شکم مرغ میماند و مرغ را از پا درمیآورد. سرنوشت او نامعلوم باقی میماند.
قصه با خوابیدن همه ماهیها پایان مییابد، به جز یک ماهی سرخ کوچولو که تا صبح در فکر دریاست
خلاصه بهترین کتابها را در کوتانو بخوانید 📚
◀️ @kootano
#خلاصه_کتاب #کتاب #معرفی_کتاب #کوتانو #صمد_بهرنگی