
داستان دختری جوان و سرسخت از خانوادهای ثروتمند در جنوب آمریکاست که زندگیاش با آغاز جنگ داخلی دگرگون میشود. او در آغاز شیفته مردی است که با زن دیگری ازدواج میکند و سالها در حسرت او میماند. جنگ، ثروت و آسایش خانوادهاش را نابود میکند و او برای نجات مزرعه خانوادگی و زنده ماندن، با فقر، گرسنگی و سختیهای فراوان مبارزه میکند.
در این میان، مردی ثروتمند و ماجراجو بارها به او ابراز عشق میکند و سرانجام با او ازدواج میکند. اما زن همچنان در رویای عشق قدیمی خود زندگی میکند و قدر محبت همسرش را نمیداند. مرگ فرزندان و مجموعهای از تلخیها فاصله میان آنها را بیشتر میکند.
در پایان، زن سرانجام میفهمد که هرگز عاشق مرد رویاهایش نبوده و عشق واقعی زندگیاش همان همسرش بوده است. اما این آگاهی دیرهنگام است؛ همسرش که از بیتوجهیهای او خسته شده، ترکش میکند. زن پس از سالها شکست و رنج، تصمیم میگیرد به زادگاهش بازگردد و برای بازگرداندن عشق از دسترفتهاش تلاش کند