ویرگول
ورودثبت نام
لادن شایان‌فر
لادن شایان‌فر
لادن شایان‌فر
لادن شایان‌فر
خواندن ۱ دقیقه·۱۴ روز پیش

بافتن

از اولین شبی که موهایت را بافتم، سه سال می‌گذرد. موهایت و صدایت و قدوبالایت و قعروقوس اندامت ...

از وقتی با ملاحظه گفتی: «ما واسه هم ساخته نشدیم» تا نگاه خالی و صدای مصممت که گفت: « دیگه بهم زنگ نزن» سه ماه طلبیدم و کوبیدم و دویدم و دربه‌دری کشیدم. نخواستی و نماندی و تمام.

رفتی و بافتمت و در الیافت آشیانه ساختم. شل و سفت و تند و کند، تافته‌‌ای و تارتار تا زندگی کنم. با بافه‌ات از چاه می‌افتم در راه. با فریبت در چه عرصه‌ها که نتاختم.

در من تنیده‌ای. با من آمیخته‌ای. عطر موهات را فرو می‌دهم. با دست کمی هلم می‌دهی، از آغوشم آرام بیرون می‌غلتی و می‌گویی: « دیگه برو بچه رو از خونه مامانم بیار.»

@ladanshayanfar

داستانکنثر ادبی
۵
۰
لادن شایان‌فر
لادن شایان‌فر
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید